ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٣ - براى ديدن خدا ١٧١ مجوئيد زمين را و مپوئيد سما را ١٨٧
انديشه بوده و از مقدّماتى بدست آمده است كه حدّ اقلّ نظم منطقى آنها ذهنى محض است ، و او خود ميداند كه نه عقل و انديشه قابل ديدن است و نه نظم منطقى آن مقدّمات كه جنبهء ذهنى محض دارد . سپس وجدان بايد اين شخص را متوجّه درون خود او نمايد و از او بپرسد : آيا احساس دارى آرى ، كو احساس تو كه آنرا نمى بينى ، چرا خود را فريب مى دهى شخصيّت دارى آرى ، كو شخصيّت تو كه آنرا نمى بينى چرا خود را فريب مى دهى آيا علَّت ديروزى كه در امروز معلولى را بوجود آورده وجود داشته است آرى ، كو آن علَّت زيرا نه شما آنرا مى بينيد و نه من ، چرا خود را فريب بدهيم ، بهترين و منطقىترين راه اينست كه بگوئيم : چه علَّتى كدامين شرط و سبب معلولى كه امروز مى بينيم ، ناگهان و تصادفا و بى علَّت و از روى بخت و شانس و اتّفاق سر از زمين برآورده است آيا اين همه مسائل علمى محض كه موجودات و حوادث و جريانات كنونى عالم طبيعت را براى ما معنى مى كنند و رابطه و تكليف ما را در برابر آنها روشن مى نمايند ، به چه واقعيّاتى مستند مى باشند ، ما كه علل مادّى و صورى آنها را از ميلياردها سال تا پيش نديدهايم ، چگونه مى توانيم با خود فريبى بخود بقبولانيم كه اين موجودات و حوادث و جريانات امروزى معلولات و دامنههاى عللى هستند كه ما آنها را نديده و لمس نكردهايم . اگر گفته شود : قانون عقلى وجود آنها را اثبات مى كند ، عين همين استدلال براى اثبات وجود خداوند نا محسوس نيز جريان دارد .
آرى ، خداوند قابل شهود و قابل رؤيت است ، با چه وسيله اى بوسيلهء آن بينائى كه خدا نيروى آنرا در درون ما بوديعت نهاده است ، اين همان بينائى است كه اگر يك انسان آن را به فعليّت نرساند و در همان حالت بذر بودن تباهش بسازد ، نه تنها خدا را رؤيت و شهود نخواهد كرد ، بلكه حتّى هيچ ارزش و عظمتى فوق غلطيدن در علفزار مادّه و مادّيّات براى او قابل فهم نخواهد