ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣ - تفسير عمومى خطبهء هشتاد و هشتم
نيز قانون خداوندى اينست كه پاداش نيكوكاران و انسانهائى كه در سبقت بر خيرات تكاپو مى كنند در موقع و شرايط معينى به فعليّت مى رسد . جملهء مورد تفسير كه مى فرمايد : خداوند متعال هرگز جبّاران دورانى را شكست نداده است مگر پس از مهلت و آسايشى كه در آن غوطه ور بودهاند . ناظر به قانون عمل و عكس العمل و علَّت و معلول است كه با شرائط و موقعيّتهاى معيّنى بجريان مى افتند . ستمكار و هر مرتكب زشتى و نابكارى در همان لحظه كه ستم مى كند و كار زشت را انجام مى دهد ، مجازات درونى در همان لحظه شروع مى گردد ، نهايت امر شعورى براى درك و فهم آن ندارد .
< شعر > از تير آه مظلوم ظالم امان نيابد پيش از نشانه خيزد از دل فغان كمان را < / شعر > صائب تبريزى گفتيم اگر انسان نيكوكار عمل نيك انجام بدهد پاداش درونى را در همان لحظه مستحقّ مى گردد ، اگر چه بروز عينى آن پاداش ساليان متمادى طول بكشد ، بلكه ممكن است اصلا نمود عينى پاداش عمل نيك را در اين دنيا مشاهده نكند و بماند براى ابديّت . امتداد زمان و انتزاع ساعت و روز و ماه و سال و قرن و غير ذلك فقط براى ما خاك نشينان معنى مى دهد كه با زمان - سنج مغزى كه داريم آنها را براى خود مطرح مى كنيم ، در صورتى كه آن واقعيّات پشت پردهء طبيعت كه قانون عمل و عكس العمل ، كار و نتيجهء بر مبناى آنها در جريان است ، هيچ ارتباطى با آن مفاهيم ( ساعت و روز . . . ) ندارد .
< شعر > لا مكانى كه در او نور خدا است ماضى و مستقبل و حالش كجاست < / شعر > كشش زمان مانند گسترش مكان و فضا براى ما مطرح است كه بوسيلهء كالبد مادّى و اجزاء و نيروهاى مادّى با جهان طبيعى در ارتباط قرار مى گيريم در نتيجه مثلا علَّت را امروز بوجود مى آوريم و گمان مى كنيم كه فقط علَّت بطور مجرّد امروز بوجود آمده است و معلولى كه پس از ماهها يا سالها حتّى پس از قرنها بوجود مى آيد ، واقعيّتى است كه ما بين آن و علَّتش آن همه فاصله