ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٥ - ترجمهء خطبهء نود و يكم
تاريكىهاى غيوب براى رهائى و راهيابى بمقام ربوبى حركت مى كنند دست ردّ بر پيشانى خورده بر مى گردند در حالى كه اعتراف به عدم امكان وصول به باطن معرفت خداوندى و به انحراف از طريق مى نمايند [ حتّى ] يك خاطره ( تصوّرى ) از اندازه گيرى جلال خداوندى به درون انديشمندان خطور نمى كند خلق را بر غير مثالى كه آن را تجسّم بخشد و به غير مقدارى كه با آن ، مقايسه و تطبيق نمايد ، ابداع فرمود [ مثال و مقدارى كه ] از خالق معبودى پيش از او ساخته شده باشد خداوند سبحان براى ما از ملكوت قدرتش و از شگفتىهاى آثار گوياى حكمتش و از اعتراف خلق به احتياج به آن چه كه آنرا با قوّت ربوبى خود حفظ مى نمايد به ضرورت قيام حجّت براى شناخت خود راهنمائى فرموده است [ براى روشن ساختن حجّت ] حقائقى بديع و حيرت انگيز كه آثار صنعت و علائم حكمتش بوجود آورده آشكار شده - ٧٤ و در نتيجه هر چه كه آفريده است براى [ اثبات و عظمت ] او حجّت و دليل گشته است اگر چه مخلوق جامد و بىزبان باشد ، بوسيلهء تدبيرى كه [ در ايجاد او بكار رفته است ] حجّت خداوندى در بارهء آن خلق گويا و راهنمائى او براى اثبات ايجاد كنندهء ابداعى بر پا است [ پروردگارا ] شهادت مى دهم باين كه كسى كه ترا به اعضاى [ متنوّع ] و متباين آفريدههاى تو و باجزاى پيوسته مفصلها ( جايگاه تلاقى و وصل استخوانها و غيره ) كه با تدبير حكمت تو پوشيده است تشبيه نمايد باطن دلش را به معرفت تو نبسته است و دلش را به يقين بر اين كه براى تو مثلى نيست نپيوسته است و گويا [ اين نادان ] بيزارى جستن پيروان [ نابكار ] را از پيشروان خود نشنيده است كه خواهند گفت : « سوگند بخدا ، ما در گمراهى آشكار بوديم كه شما را با پروردگار عالميان برابر مى كرديم » [ خداوندا ] ، آنان كه از تو منحرف گشتند دروغ گفتند كه ترا به بتهاى خود تشبيه نمودند و آرايش مخلوقات را بوسيلهء توهّمات خود به تو نسبت دادند و بوسيلهء خاطرهها و تصوّرات [ بىاساس