ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - احتمال دوم - انسان بىمعنى در جهانى بىمعنى
آيا يك خردمند و آگاه از اين عظمت در وجود انسانى ، مى تواند احتمال بدهد كه جهانى معنىدار جزئى بآن عظمت را كه تفسير كنندهء معناى همهء جهان است ، بىمعنى باشد براى توضيح اين مسأله چهار احتمال را در اين مورد طرح مى كنيم : احتمال يكم - انسان معنىدار در جهانى معنىدار احتمال دوم - انسان بىمعنى در جهانى بىمعنى احتمال سوم - انسان معنىدار در جهانى بىمعنى احتمال چهارم - انسان بىمعنى در جهانى معنىدار ما احتمال دوم را تا احتمال چهارم بررسى مى نمائيم و با مردود ساختن اين احتمالات ، احتمال اوّل با روش منطق علمى ( تقسيم علل و ردّ همهء آنچه كه علَّت نيست و اثبات علَّت اصلى ) با كمال وضوح اثبات مى شود .
احتمال دوم - انسان بىمعنى در جهانى بىمعنى - پيش از بحث و بررسى احتمالات چهارگانه ، بايستى مقصود از معنى را بدانيم ، يعنى وقتى كه مى گوئيم : انسان يا جهان معنىدار ، منظور از « معنى » چيست منظور از معنى در اين مبحث مفهوم لغوى و متداول آن نيست كه از الفاظ و ديگر علامات و قالبها استفاده مى شود . بلكه منظور اينست كه انسان در همين كالبد مادّى و با فعّاليّتهاى طبيعى مغز و زندگى محدود در ساليانى محدود خلاصه نمى شود ، بلكه انسان حقيقتى است كه بعنوان يكى از اجزاء بسيار با اهمّيّت جهان هستى در آهنگ كلَّى وجود قرار گرفته ، از آغازى معقول رو به پايانى معقول در حركت است ، وجود او مستند به يك حكمت و ارادهء كلَّى الهى است كه در عرصهء طبيعت جلوه نموده در مسير راه رشد ، حلقهء اتّصال طبيعت و ماوراى طبيعت مى گردد [١] و اگر بهمين مسير ادامه داد ، به شكوفائى و به ثمر رسيدن شخصيّتش در گذرگاه ابديّت توفيق مى يابد .
[١] < شعر > دو سر هر دو حلقهء هستى بحقيقت بهم تو پيوستى < / شعر >