ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٤ - ترجمهء خطبهء نود و يكم
توصيف خداوندى اى سؤال كننده ، بنگر و بينديش تنها از توصيفات خداوندى كه قرآن ترا بآن دلالت كرده است پيروى نما و از نور هدايت قرآنى ، روشنائى بدست بياور و هر چيزى را كه شيطان دانستن آنرا بر تو تكليف مى نمايد ، از آن چيزها كه نه براى تو فريضه اى در قرآن محسوب شده و نه در سنّت پيامبر صلَّى الله عليه و آله و ائمّهء هدايت كننده اثرى از آن وجود دارد تو علم آنرا به خداوند سبحان واگذار اينست نهايت حقّ خداوندى بر عهدهء تو و بدانكه انسانهاى راسخ در علم كسانى هستند كه اقرار بهمهء غيبهاى پوشيده ، آنانرا از تجاوز از سدّها و حدودى كه ميان آنان و حقائق غيبى زده شده بىنياز ساخته است - ٤٨ و - ٤٩ و - ٥٠ و پس خداوند متعال آنانرا بجهت اعتراف به نادانى خود از وصول به آن چه احاطهء علمى ندارند ، مدح فرموده و چشم پوشيدن و رها ساختن تعمّق در آنچه را كه خداوند آنانرا به بحث از حقيقت آن تكليف نفرموده است ، رسوخ ناميده است [ اى سؤال كننده ] به همان حدّى كه خداوند تحصيل علم آن را براى تو تجويز فرموده است ، كفايت بورز و عظمت خداوند سبحان را با موازين عقلى خود اندازه گيرى مكن كه اين خطا ترا از گروه هلاك شدگان مى نمايد او است آن خداوند توانا كه هنگامى كه اوهام بشرى قصد پيشرفت بسوى درك و شناخت نهايت قدرت او نمايد و انديشهء مبرّا از خطرهاى وسوسهها بخواهد كه در اعماق غيوب ملكوت الهى با آن ذات اقدس ارتباط پيدا كند و اگر دلها با اشتياق شديد و مخلوط به حيرت رهسپار كوى او گردند تا در شناخت كيفيّت صفات خداوندى بحركت و جريان بيفتند ، و طرق عقول در نهايت دقّت و ظرافت ارادهء نفوذ به مقامى نمايند كه در آن مقام ، شناخت صفات نمى توانند به علم به ذات خداوندى رهنمون گردند [ همهء آن اوهام و انديشهها و عقول و دلها ] را مردود مى نمايد در حالى كه در مهلكه هاى