ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - اصول و مسائل بسيار با اهمّيّتى كه امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام در پاسخ عمران صابى در بارهء الهيّات فرمودند
فجعل من بعد ذلك الخلق صفوة و غير صفوة ، و اختلافا و ائتلافا و ألوانا و ذوقا و طعما لا لحاجة منه إلى ذلك و لا لفضل منزلة لم يبلغها إلَّا به و لا راى لنفسه فيما خلق زيادة و لا نقصانا . تعقل هذا يا عمران قال : نعم و اللَّه يا سيّدى .
( سپس خداوند سبحان مخلوقات را [ بسيار متنوّع قرار داد ] برگزيده و غير برگزيده و مختلف و داراى الفت و وحدت و داراى رنگها و چشيدن و طعم و غير ذلك . اين خلقت [ با كمّيّت و كيفيّت بسيار گوناگون ] نه ناشى از نياز خداوندى به آن بوده و نه براى بدست آوردن فضيلت درجه اى كه خداوند براى رسيدن به آن احتياج به خلقت كائنات داشته باشد و نه در امر خلقت براى خود افزايش و كاهشى ديد . اى عمران آنچه را كه گفتم تعقّل كردى عمران گفت : بلى سوگند بخدا ، اى سرور من .
اين مطلب كه خداوند سبحان بوسيلهء خلقت هيچ تغييرى نكرده است و براه انداختن دستگاه آفرينش از روى احتياج نبوده است ، در اين احتجاج و بحث شديدا مورد تأكيد قرار گرفته است . اين تأكيد شديد براى اهمّيّت فوق العاده ايست كه اين مطلب دارد و بايد هر متفكَّر الهى در بارهء آن دقيقا بينديشد . اگر ما مفهوم واجب الوجود را كه بدون كمال مطلق قابل تصوّر نيست ، بطور صحيح دريافت نمائيم ، بىنيازى مطلق او را نيز از همان مفهوم مى توانيم درك كنيم ، زيرا احتياج مستلزم وابستگى و عدم استقلال است و اين رابطه كه معلول نقص يك حقيقت است با وجوب وجود و كمال مطلق سازگار نمى باشد . بهمين جهت مى توان گفت كه تصوّر جريان تكاملى در خدا و يا مجبور بودن خداوندى به آفريدن اشياء كه از بعضى متفلسفهاى عامى در الهيّات نقل مى شود ، تخيّلاتى است كه با اصطلاحات جالب فلسفى بيان مى گردد .
استدلالى كه امام براى اثبات غناى مطلق خداوندى فرموده است ، بقرار زير است :
و اعلم يا عمران أنّه لو كان خلق ما خلق لحاجة لم يخلق إلَّا من يستعين