ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٨ - ترجمهء خطبهء هشتاد و نهم
ولى وقتى كه منابعى متقن و قابل اعتماد اثبات كرد كه مثلا قبائلى يا قبيله اى از عرب گاهى دخترها را زنده به گور مى كردند ، يا مثلا بر مبناى حميّت و عصبيّت هيچ نژادى را جز خود ، انسان نمى دانستند ، آيا باز بايد دفاع كرد رجوع شود به مجلَّد هشتم از ص ٢٨٤ تا ٢٩٠ . البتّه مفهوم اثبات جاهليّت براى نژاد عرب پيش از اسلام ، هرگز اثبات نمى كند كه ديگر اقوام و ملل دنيا در تمدّن كاملا انسانى بسر مى بردند ، زيرا ما مى دانيم كه وقتى نوع بشر مربّى الهى نداشته باشد و هيچ قوّهء قهريّه اى نتواند از كامكارىها و فساد او جلوگيرى نمايد ، حركت او در حيات حركت نزولى رو به حيوانيّت خواهد بود .
در همين خطبهء مورد تفسير مى بينيم كه امير المؤمنين صلوات اللَّه و سلامه عليه چه اوصافى را در بارهء مردم دوران جاهليّت بيان مى فرمايد . آيا امير المؤمنين ( ع ) به دوران جاهليّت نزديك بود ، يا بعضى از نويسندگان برادران عرب دوران ما آيا احتمال مى رود امير المؤمنين ( ع ) خلاف واقع يا گزافه گوئى براه انداخته باشد او مى فرمايد : در آن دوران : ١ - خواب امّتها طولانى شده بود .
٢ - فتنهها در مجراى براه انداختن هرج و مرج قرار گرفته بودند . ٣ - امور زندگى پراكنده و از هم گسيخته ٤ - آتش جنگها شعله ور . ٥ - نور از دنيا رخت بر بسته و تاريكى همه جا را احاطه نموده بود . ٦ - چهرهء فريباى دنيا آشكار .
٧ - برگهاى درخت حيات دنيا زرد و افسرده ٨ - نوميدى از بارور شدن آن درخت بر دلها مسلَّط ٩ - آب رحمت فروكش كرده ١٠ - مشعلهاى روشنگر هدايت از كار افتاده ١١ - علائم و نشانههاى هلاكت بروز نموده ١٢ - دنيا قيافهء خشن و موذى به اهلش نشان مى داد . ١٣ - ميوهء دنياى آن روز فتنه ، طعامش لاشه ، پوشاكش ترس و هراس و آنچه مردم آن دوران از روى لباس براى نشان دادن قدرت بديگران بخود بسته بودند شمشير بوده است .