ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٤ - نوع سوم - تقسيم اقليمى فلسفه
و اقليمى زندگى كند و در هر دورانى بسر ببرد ، آن انسان بسبب چنين معرفتى : ١ - همهء شناختها و معرفتهاى خود را مانند امواج يا اجزائى از آن معرفت خواهد ديد .
٢ - اصول و مبادى كلَّى و اهداف و غايات همهء انواع شناخته شده هايش را در آن معرفت شهود خواهد كرد . دليل روشن اين دو نتيجهء بسيار مهمّ ، تشنگى شديد هر انسان متفكَّر به دريافت وحدت عالى در انواع معرفتهاى خويشتن ميباشد . متدولوژى يا شناخت روشهاى علوم ، يك كار مقدّماتى بود كه مى توانست با پىگيرى مستمّر و تعمّق منتج ، پلَّههاى اوّليّهء يك معرفت متافيزيكى معقول و فراگير بوده باشد .
٣ - چه توجّه با مورد و شايسته اى است كه ماريتان در ارزيابى معرفت متافيزيكى نموده است كه مى گويد : « معرفت متافيزيكى نه بافزايش توليد علوم تجربى استخدام مى شود و نه به اكتشاف و ابتكار در قلمروهاى عالم پديدهها افتخار مى كند و عظمت معرفت متافيزيكى هم در همين است » اين مطلب براى اينست كه هر حقيقتى كه كشف مى شود و از پشت پردهء ديدگاههاى ما بيرون مى آيد و داخل در قلمرو معلومات ما مى گردد ، رابطهء ما را با اجزاء طبيعت و روابط گوناگون آنها مى گستراند و بعبارت ديگر بر معلومات ما در پهنهء طبيعت مى افزايد ، ولى اصول و مبادى عالى و هدف و غايت كلَّى خود را براى ما توضيح نمى دهد . بعنوان مثال فاصلهء معرفت ابتدائى بشرى در بارهء ساده ترين اجزاى طبيعت كه خود ، آنها را عناصر چهارگانه ناميده ( آب و آتش و خاك و باد ) و مى گفت ساده تر از اين عناصر در عالم طبيعت نداريم با واقعيّت هستى ، دورتر از معرفت پيشرفتهء امروزى در بارهء عناصر كه بيش از صد نوع كشف كرده است نمى باشد . احساس زيبائى مناظر طبيعت و زيبائى زيبايان پس از اين همه بحث و تحقيق علمى و هنرى در پيرامون زيبائى و بوجود آوردن هنرهاى زيبا ، عالىتر و شديدتر از روزگار گذشته و بيش از بحث و تحقيقات مزبور نيست .