ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦ - اختلافات مردم و كوشش جدّى پيامبران الهى در طريق منتفى ساختن يا تنظيم آنها
هدف رسالت پيامبران عظام نشان دادن هدف اصلى حيات و حكمت هستى است . و آنان با بيان اين هدف و حكمت اختلافات تباه كننده را از ريشه منتفى مى سازند ، اگر باين رسالت حيات بخش عمل شود ، بقيّهء اختلافات بعنوان عامل گسترش معرفت و نظم مجموعى حيات مفيد مى باشد .
هدف رسالت پيامبران عظام نشان دادن هدف اصلى حيات و حكمت هستى است . و آنان با بيان اين هدف و حكمت اختلافات تباه كننده را از ريشه منتفى مى سازند ، اگر باين رسالت حيات بخش عمل شود ، بقيّهء اختلافات بعنوان عامل گسترش معرفت و نظم مجموعى حيات مفيد مى باشد .
١٨ ، ١٩ - المعروف فيهم ما عرفوا و المنكر عندهم ما أنكروا ( معروف ( نيكو ) در نظر آنان چيزيست كه ( خود ) آنان به نيكوئى بشناسند و معروفش بدانند و منكر و ناشايست در نزد آنان چيزى است كه ( خود ) آنان زشتش بدانند ) .
دو نوع ملاك قرار گرفتن من براى خوبىها و بدىها و بايستىها و نبايستىها
دو نوع ملاك قرار گرفتن من براى خوبىها و بدىها و بايستىها و نبايستىها اغلب بلكه بيك اعتبار همهء انسانها ملاك خوبىها و بدىها و حقيقتها و باطلها و زشتىها و زيباييها را بين خودشان مى دانند و با اين گونه تلقّى ، از اصول و قواعدى كه مبناى واقعيّات را بيان مى كنند ، دور مى افتند ، بلكه با آنها راه تصادم و تضادّ پيش مى گيرند و خود را از اصول و قوانين دور مى سازند . غالبا بدانجهت كه منهاى مردم از تهذّب و تخلَّق به اخلاق والاى انسانى بركنارند ، لذا آن من كه براى خوبىها و بدىها و حقيقتها و باطلها و زشتىها و زيباييها ملاك قرار داده مى شود ، آلوده و ظلمانى و مخلوط به طبيعت محض و دور از رشد مى باشد . در اين صورت است كه گفته مى شود : فلان شخص خود محور است . مختصّات اين نوع ملاك قرار گرفتن من در جملات امير المؤمنين ( ع ) كه مورد تفسير ما است ، بقرار زير آمده است :