ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٦ - مطلب دهم
لأنّها مبدعة بالإبداع ، و النّور في هذا الموضع أوّل فعل اللَّه الَّذى هو نور السّماوات و الأرض و الحروف مفعول بذلك الفعل .
( زيرا حروف بوسيلهء ابداع آفريده شده است و نور در اين مرحله نخستين فعل خداونديست كه او نور آسمانها و زمين است و حروف بوسيلهء آن فعل بوجود آمده است ) ملاحظه مى شود كه ابداع كه جنبهء اقدام و عمل مشيّت و اراده است .
پيش از حروف است . و عمل مشيّت و ارادهء خداوندى كه مانند تشعشع نور است مقدّم بر حروف مى باشد . خلاصه همان طور كه گفتيم حروف جنبهء وسيله اى براى ارائهء معانى و مقاصد را دارد ، لذا اگر چه نخستين مخلوق وسيله اى براى ارائهء معانى و مقاصد است ، ولى پس از همهء آن حقايق است كه پيش از انسان و يا هر موجودى كه براى ابراز معانى به حرف نيازمند است وجود داشته است .
[١] مطلب دهم - آيا مى توان گفت : اصول حروفى كه براى تأليف كلمات آفريده شدهاند [ و در اين روايت بيست و هشت حرف ( عربى ) معيّن شده ] و حروف ديگرى كه در ساير لغات وجود دارند ، در حقيقت اشكال دگرگون شده از همين بيست و هشت حرف مى باشند ] خصوصيّتى ذاتى در بردارند در اين احتجاج پاسخ اين سؤال منفى آمده است . چنانكه در جملات قبلى ملاحظه كرديم : ( مى گويى : ا ، ب ، ت ، ث ، ج ، ح ، خ و براى آن حروف معنايى جز هويّت يكايك آنها چيزى ديگر در نمى يابى ) ولى ابو جعفر محمّد بن علىّ بن حسين بن بابويه القمّى ( صدوق ) رحمه اللَّه دو روايت نقل كرده است كه هر يك از حروف اشاره به حقيقتى دارد . در روايت از امام علىّ بن ابي طالب عليهما السّلام چنين نقل شده است :
[١] - ممكن است بگوئيم : بدانجهت كه نخستين مخلوق از فيض الهى ، نور خاتم الانبياء عليه السّلام و با نظر به ابعاد ديگر هستى عقل بوده است و اين دو حقيقت مى توانستند از حروف و كلمات استفاده كنند لذا حروف نخستين حقيقت ابداعى پس از دو حقيقت مزبور مى باشد .