ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٧ - نوع سوم - تقسيم اقليمى فلسفه
بآن داشته و شرايطى بوجود بيايد كه آن مسأله را در حيطهء تفكَّرات او قرار بدهد ، قطعا درصدد شناخت آن بر مى آيد . بهمين جهت بوده است كه اغلب فلاسفه و حكماى جوامع اين مسأله را مطرح نموده ، نظريّه اى را در بارهء آن ابراز كردهاند . [١] توضيح اين كه پيشرفت صنعت و دگرگونى در روابط اجتماعى و تفسير تازه اى كه در بارهء آزادى اپيكورى صورت گرفت ، مسائل جديدى را در مغرب زمين بوجود آورد كه بررسى و تحقيق در آن مسائل به فلسفههاى آنان راه يافت و موجب بروز كلَّيّات و اصول فلسفى خاصّ در آن سرزمين ، گشت .
اگر همين پديدهها در مشرق زمين هم بوجود مى آمد ، قطعا همان مسائل در فلسفههاى مشرق زمين نيز بوجود مى آمد . اين پديده را از روزگاران كهن مشاهده مى كنيم كه در آغاز شكوفائى علوم و جهان بينىها در جوامع اسلامى ، مقدارى از فلسفههاى يونان به اين سرزمينها منتقل مى شود و بعنوان مسائلى كه بايد بطور جدّى مورد بررسى قرار بگيرند تلقّى مى گرند ، بطورى جدّى و با اهمّيّت كه گوئى مسائل مزبور بطور مستقيم با خود متفكَّران جوامع اسلامى مطرح گشته است . سپس همين مسائل با تحقيقات عميقتر و وسيعتر به جوامع مغرب زمين منتقل مى شود ، و همان گونه كه در جوامع اسلامى بعنوان مسائل با اهمّيّت در جهانبينى تلقّى شده بود ، مغرب زمينىها را بخود جلب مى كند . در قرن سوم و چهارم و مقدارى از قرن پنجم ، فرهنگ علمى جوامع اسلامى به شكوفائى بىنظير مى رسد و تحقيقات تجربى قلمرو علم را به روى دانشمندان باز مى كند .
[١] . البتّه مى دانيم كه زنون رواقى يك شوخى در صورت فلسفى در اينجا براه انداخته و با مغالطههاى دليلنما مى خواهد حركت را منكر شود و با تعبير « سكونهاى متوالى » كه عبارتى ديگر از حركت است ، مغالطههاى ( يا پارادوكسهاى ) خود را تثبيت نمايد . براى بررسى نظريّهء زنون و انتقاداتى كه بآن وارد ساختهايم به كتاب ارتباط انسان - جهان تأليف اين جانب مراجعه فرمائيد .