ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٧ - ٢ - ملكوت عالم درونى
چهرهء هستى مى تابد و آنرا قابل توجّه و شگفت انگيز مى سازد ، ملكوت اين عالم است كه خداوند در قرآن مجيد توجّه به آن را دستور داده است .
( أَ وَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) [١] ( آيا در ملكوت آسمانها و زمين ننگريستهاند ) .
٢ - ملكوت عالم درونى - شايد اين اصطلاح براى بعضى از مطالعه - كنندگان ارجمند تازگى داشته و او را به تفكَّرى بيشتر وادار كند كه مقصود از اين اصطلاح چيست در برابر فعّاليّتها و نمودهاى جهان درونى كه در دو قلمرو مغز و روان وجود دارند و علوم روانشناسى و علم النّفسن بطور كلَّى از آنها بحث مى نمايد ، حقائقى را در درون مشاهده مى كنيم كه مى توانيم آنها را ملكوتى بناميم . اين حقائق فوق انديشهها و موادّ تشكيل دهندهء آنها است و فوق تخيّلات و تداعى معانى و تجسّم و اراده و تصميم و تجريد و آرزوها و اميال و غير ذلك ميباشد . نمونه اى از حقائق ملكوتى عالم درون را مى توان در زير ملاحظه نمود : ١ - احساس برين تكليف كه موجب مى شود آدمى تكليف را ما فوق سوداگرىها و لذّت جوئى و فرار از ضرر انجام بدهد . اى كاش ، تعليم و تربيت و هدفها و فعّاليّتهاى آن بحدّى مى رسيد كه احساس فوق را در مردم زنده ميكرد ، در آن موقع مى فهميديم كه معناى ملكوت عالم درونى يعنى چه و سطح كمال بشرى بكجا مى رسد اين احساس برين تكليف كه اگر از يك انسان منها شود ، فقط حيوانيّتى از او مى ماند كه اگر ميدان براى جولان خود پيدا كند ، بساط همهء هستى را براى نفع خود در هم مى پيچد . و چون احساس مزبور فوق تمايلات و مقتضيات حيوانى انسان است و بقول بعضى از انسان شناسان
[١] . الأعراف ١٨٥ .