ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٨ - دو اصل كلَّى مهمّ
اصل يكم - محدوديّت معرفت انسانى و نا رسائى وسائل آن در برابر شناخت صفات خداوندى
اصل يكم - محدوديّت معرفت انسانى و نا رسائى وسائل آن در برابر شناخت صفات خداوندى اگر انسانها بخواهند وارد قلمرو شناخت صفات خداوندى بشوند ، از يكى از دو راه خواهد بود : راه درون ذاتى و راه برون ذاتى . اگر ما بخواهيم براى شناخت صفات خداوندى از راه درون ذات وارد شويم ، با دو نوع معلومات روياروى خواهيم گشت :
نوع يكم
نوع يكم - مفاهيم مأخوذه از صفات خودمان كه معلول و وابسته و محدود و پا در هوا و پيرو انگيزهها مى باشند . مثلا مفاهيم مأخوذه از دانش و انديشه و مقاومت و اراده و تجسيم و تخيّل و توهّم و تصوّر و تصديق و غير ذلك كه در ميدان طبيعى موجوديّت ما فعّاليّت ميكنند .
هيچ نيازى به توضيح نيست كه اين گونه مفاهيم نمى تواند نشان دهندهء هويّت و مختصّات صفات خداوندى بوده باشد ، خواه صفات ذاتى خداوندى كه از جهت عين ذات بودن قابل درك و شناخت نمى باشند مانند علم و قدرت و غير - ذلك ، و خواه صفات فعلى كه از فعل خداوندى مانند زنده كردن و ميراندن و روزى دادن و غير ذلك انتزاع مى گردد .
همين صفات فعلى ، باضافهء اين كه قدرت خداوندى بر بروز آن صفات ، از نوع صفات ذاتى او است ، با مفاهيم مأخوذه از امور مزبور قابل درك و شناخت نمى باشد ، زيرا خالقيّت خداوندى كه از صفات فعلى او است ، با تصرّفاتى كه بشر در موادّ عالم طبيعت نموده و اشيائى را مى سازد و خود را سازندهء آنها ميداند ، بهيچ وجه قابل مقايسه نمى باشد . خالقيّت خداوندى ما فوق قانون « هدف و وسيله » است كه بشر بدون آن هيچ كارى را نمى تواند انجام بدهد .
خالقيّت خداوندى مسبوق به انديشه و موازنهء مصالح نيست . خالقيّت خداوندى براى وصول به نتيجه اى كه آن را مى خواهد و بدون آن نقصى در او احساس