ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٩ - صفت بدون موصوف و اسم بدون معنى و حدّ بدون محدود امكان پذير نمى باشد
( باء رمزى از اينست كه دست خداوندى ، يعنى قدرت خداوندى فوق دست ( قدرت ) مخلوقات اوست دست خداوندى براى روزى دادن به مردم باز است . خداوند متعال پاكيزه تر از آنست كه براى آن بخدا شرك مى ورزند . ) ١٣ - الإمام : و اعلم أنّه لا يكون صفة لغير موصوف و لا اسم لغير معنى و لا حدّ لغير محدود ، و الصّفات و الأسماء كلَّها تدلّ على الكمال و الوجود و لا تدل على الإحاطة كما تدلّ على الحدود الَّتى هى التّربيع و التّثليث و التّسديس لأنّ اللَّه عز و جل و تقدّس تدرك معرفته بالصّفات و الأسماء و لا تدرك بالتّحديد بالطَّول و العرض و القلَّة و الكثرة و اللَّون و الوزن و ما أشبه ذلك .
( امام رضا عليه السّلام فرمود : و بدانكه هيچ صفتى براى غير موصوف و اسمى براى غير معنى و حدّى براى غير محدود نمى باشد . و همهء صفات و اسماء بر كمال و وجود دلالت مى كند و نه به محاط بودن و محدوديّت خداوندى [ بر خلاف دلالت كلمات دلالت كننده ] بر حدود مانند مربّع بودن و مثلَّث بودن و مسدّس بودن ، زيرا معرفت خداوند عزّ و جلّ و تقدّس ، با صفات و اسماء قابل درك است نه با مفاهيم محدود - كننده بوسيلهء طول و عرض و كمى و زيادى و رنگ و وزن و مانند اينها . ) صفت بدون موصوف و اسم بدون معنى و حدّ بدون محدود امكان پذير نمى باشد با نظر به معناى صفت كه بيان كنندهء كيفيّت يا بعدى از ذاتى است كه قوامش با آن است ، بدون موصوف امكان پذير نيست ، چنانكه اگر اسمى واقعيّت داشته باشد و از حقيقتى ماوراى خود خبر بدهد ، بدون ترديد اين حقيقت معناى آن اسم است . نظير اين كه قالبى وجود داشته باشد و واقعيّت اين قالب براى خود نباشد ، قطعا محتوايى وجود دارد كه قالب آنرا در بر گرفته است . همچنين محال است كه مفهومى از حدّ بوسيلهء الفاظ يا غير الفاظ