ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥١ - صفت بدون موصوف و اسم بدون معنى و حدّ بدون محدود امكان پذير نمى باشد
و شناخت خداوندى بوسيلهء صفات و اسمائى كه دلالتى بآن مختصّات دارد محال است .
معرفت خداوندى از دو طريق ممكن است
معرفت خداوندى از دو طريق ممكن است :
طريق يكم آيات انفسى
طريق يكم آيات انفسى چنانكه در روايت بسيار مشهور آمده است : من عرف نفسه فقد عرف ربّه ( هر كس كه خود را شناخت پروردگارش را شناخت ) طريق دوم - آيات آفاقى
طريق دوم - آيات آفاقى است كه عبارت است از نظم و قانون با عظمت كه در جهان برون ذاتى حكمفرما است . امام ( ع ) طريق دوم را در جملات بعدى گوشزد خواهد فرمود .
هر دو راه در قرآن مجيد توصيه شده است . و در يكى از آيات شريفه چنين آمده است : ( سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ ) [١] ( ما بزودى آيات خود را در آفاق ( جهان برونى ) و انفس ( جهان درونى ) بآنان نشان خواهيم داد ) در تفسير جملهء فوق « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » مطالبى مشروح وجود دارد كه در تفسير سخنان امير المؤمنين عليه السّلام خواهيم آورد .
١٥ - و لكن يدلّ على اللَّه عزّ و جلّ بصفاته و يدرك بأسمائه و يستدلّ عليه بخلقه حتّى لا يحتاج في ذلك الطَّالب المرتاد إلى رؤية عين و لا استماع أذن و لمس كفّ و لا إحاطة بقلب .
( بلكه خداوند متعال با صفاتش شناخته مى شود و با اسمائش درك مى گردد و از مخلوقاتش پى بوجودش برده مى شود تا در اين معارف جويندهء مشتاق به ديدن بوسيلهء چشم و شنيدن بوسيلهء گوش و لمس بوسيلهء دست و احاطه بوسيلهء قلب نيازى نداشته باشد . )
[١] . فصّلت آيهء ٥٣ .