ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٢ - صفت بدون موصوف و اسم بدون معنى و حدّ بدون محدود امكان پذير نمى باشد
صفات خداوندى در دو جلوه گاه ، انسانها را در معرفت آن ذات پاك كمك مى كند : جلوه گاه يكم جهان هستى است كه زيبائى و عظمت و نظم هستى مى تواند بيانگر صفات جماليّه و جلاليّهء خداوندى بوده باشد .
جلوه گاه دوم جهان درونى است ، به توضيح اين كه هر اندازه معرفت آدمى در بارهء هستى و شئون آن عميقتر و نابتر مى گردد و هر اندازه در تهذّب درونى و تخلَّق به اخلاق اللَّه پيشرفت مى نمايد ، بمعرفت صفات اللَّه بيشتر موفّق و نائل مى گردد .
و روايتى كه در بحث قبلى ( شمارهء ١٤ ) متذكَّر شديم ، همين دريافت درونى را در بارهء صفات خداوند نيز شامل مى شود ، يعنى مى توان با شناخت همه - جانبهء نفس ، روشنائىهائى بسيار مهمّ در بارهء صفات خداوندى را بدست آورد .
اسماء خداوندى ، مخصوصا آن اسمائى كه خداوند متعال بوسيلهء پيامبران عظام و كتب آسمانى ابلاغ فرموده است ، آن معانى را براى ما ارائه مى دهند كه نمونه هائى اگر چه بسيار ناچيز از آنها را در درون خود در مى يابيم . وقتى كه نامهاى مقدّس عليم ، لطيف ، رحمان ، قدير و غير ذلك را در نظر مى آوريم ، از روشنائى اندكى كه در بارهء معانى علم ، لطف ، رحمت و قدرت داريم ، مى توانيم با اضافه كردن بىنهايت و استقلال و استغناى مطلق بآن معانى ، تا حدودى معانى آن اسماء مقدّس را درك كنيم ، ولى نه كاملا و مشروحا .
اين گونه معارف در بارهء خداوند سبحان كه در اين مبحث مطرح شد ، نيازى به ديدن از راه چشم و شنيدن از راه گوش و لمس با دست و احاطهء ذهنى و قلبى ندارد .
١٦ - فلو كانت صفاته جلّ ثناؤه لا تدلّ عليه و أسماؤه لا تدعوا إليه و المعلمة من الخلق لا تدركه لمعناه ، كانت العبادة من الخلق لأسمائه