ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٦ - توكَّل بر خداوند يكى از اركان حيات معقول است
شوخ طبع گفت : مى دانيد كه گربهها وقتى كه شبها در خانههاى روستائيان بآسمان مى نگرند و ستارهها را مى بينند ، در ذهنشان چه مسأله اى خطور مى كند گفتم : بفرمائيد ، گفت : آن گربهها چنين مى خواهند كه همهء آن ستارهها سوراخهاى موش باشند و از آن سوراخها باران موش ببارد ، نه به اقيانوس آرام و آتلانتيك و غير ذلك و نه به جنگلهاى آمازون و كوير ايران ، بلكه بايد رگبار موش فقط به خانهء آن روستائى ببارد كه جناب گربه در آنجا نزول اجلال فرموده است در اينجا فعّاليّت خودخواهى خيلى اوج گرفته است و خود را به مقام مدار و ملاك و تعيين كنندهء تكليف و هويّت و قانون هستى رسانده است ٣١ ، ٣٤ - من توكَّل عليه كفاه و من سأله أعطاه ، و من أقرضه قضاه و من شكره جزاه ( هر كس كه توكَّل به او كرد ، كفايتش نمايد ، و هر كس كه از او مسألت كرد عطايش فرمايد ، و هر كس كه به او قرض داد ادايش مى نمايد و هر كس كه سپاسش را بجاى آورد ، پاداشش مى دهد ) توكَّل بر خداوند يكى از اركان حيات معقول است در بارهء تفسير و چگونگى بهره بردارى از اين ركن اساسى « حيات معقول » كه توكَّل ناميده مى شود ، اشتباهات و خطاهاى فراوانى اتّفاق مى افتد . نخستين خطائى كه در اين مورد پيش مى آيد و متأسّفانه خيلى هم شيوع دارد تضادّ توكَّل با كار و تدبير و تلاش است ، يعنى عدّهء زيادى از مردم گمان مى كنند كه توكَّل بر خدا با تدبير و كوشش و تكاپو سازگار نيست ، زيرا توكَّل را چنين معنى مى كنند كه انسان همهء موجوديّت خود و استعدادها و نيروهاى خود را ناديده بگيرد و عالم هستى و قوانين حاكم بر آنرا بىاثر تلقّى كند و معتقد شود كه خداوند متعال بمجرّد توكَّل ( واگذار كردن امور بخدا ) همهء موجوديّت و استعدادها