ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٣ - نوع يكم
نوع يكم - حكومتهائى بودند كه هدف آنان اشباع خود خواهىها و افزودن بر قدرتها و وصول به آمال و اميال خودشان بوده است كه اگر قوانين اجتماعى را هم اجرا مى كردند و توانائى تحقّق بخشيدن به همزيستى افراد و طبقات اجتماعشان را دارا بودند و آنرا انجام مى دادند ، استفادهء ضمنى بوده است كه مردم اجتماعاتشان مى بردند و طبق همان مثالى كه مولوى آورده است : هيزم مى كشيدند و مى آوردند و براى بهره بردارى خودشان در اشباع خود خواهىها و كامكارىها و افزايش قدرتشان ، حمّام جامعه را گرم مى كردند .
مولوى چنين مى گويد :
< شعر > شهوت دنيا مثال گلخن است كه از او حمّام تقوى روشن است ليك قسم متّقى زين تون صفا است ز ان كه در گرمابه است و در تقا است اغنياء مانندهء سرگين كشان بهر آتش كردن گرمابه دان اندر ايشان حرص بنهاده خدا تا بود گرمابه گرم و با نوا ترك اين تون گير و در گرما به ران ترك تون را عين آن گرمابه دان هر كه در تونست او چون خادم است مرو را كاو صابر است و حازم است هر كه در حمّام شد سيماى او هست پيدا بر رخ زيباى او تونيان را نيز سيما آشكار از لباس و از رخان و از غبار ور نبينى روش بويش را بگير بو عصا آمد براى هر ضرير ور ندارى بو در آرش در سخن از حديث نو بدان راز كهن < / شعر > [١] در جاى ديگر مى گويد :
< شعر > هود گرد مؤمنان خطَّى كشيد تا زباد ، آن قوم او رنجى نديد مؤمنان از دست باد ضائره جمله بنشستند اندر دائره باد طوفان بود و او كشتى عسى هست از اين طوفان و اين كشتى بسى < / شعر >
[١] . مثنوى دفتر چهارم نسخهء رمضانى - مثال دنيا چون گلخن ص ٢١٩ و ٢٢٠ .