ترجمه و تفسير نهج البلاغه
(١)
ترجمهء خطبهء هشتاد و هشتم
٤ ص
(٢)
تفسير عمومى خطبهء هشتاد و هشتم
٥ ص
(٣)
خداوند سبحان شكست خوردگان مستضعف را پس از آزمايشها و عبور از تنگناها پيروز مى گرداند و شكست آنانرا جبران مى نمايد
١٤ ص
(٤)
براى انسانهاى هشيار ، حوادث روزگاران اوراق كتابى است كه براى « حيات معقول » آنان نوشته شده است چه پر معنى است اين كتاب براى كسانى كه قصد خواندن آنرا داشته باشند
١٧ ص
(٥)
اگر از روش پيامبر و عمل وصىّ او پيروى كنند اختلاف از ميان آنان برداشته مى شود
١٩ ص
(٦)
اختلافات مردم و كوشش جدّى پيامبران الهى در طريق منتفى ساختن يا تنظيم آنها
٢١ ص
(٧)
نوع دوم - من با هويّت « خود » پويا بسوى كمال
٢٨ ص
(٨)
نتيجهء يكم - خود را پيشوا فرض كردن و بدنبال خود راه افتادن مختصّ « من » با هويّت طبيعى محض مى باشد
٢٩ ص
(٩)
1 - تكبّر و نخوت و بيمارى خود بزرگ بينى يكى از مختصّات هوى پرستى و امام خويشتن بودن است
٣٠ ص
(١٠)
2 - آنچه كه مطابق هواى هوى پرست نباشد ، هر چه باشد و از هر كسى كه صادر شود بايد با آن مبارزه كرد
٣١ ص
(١١)
3 - هوىپرستى و امام خويشتن بودن ، براى خود معبودها مى سازد
٣٣ ص
(١٢)
6 - تقديم روابط بر ضوابط ناشى از هوى پرستى است كه آغازش امام خويشتن بودن و پايانش نابودى همهء ارزشها و اصول و قوانين است
٣٦ ص
(١٣)
ترجمهء خطبهء هشتاد و نهم
٤١ ص
(١٤)
ضرورت عبرتگيرى از اعمال گذشتگان و نتائجى كه آن اعمال ببار آورده است
٤٩ ص
(١٥)
اين يك عذر قابل قبول نيست كه بگوئيد ما از گذشتگانمان فاصلهء زياد گرفته ايم
٥٢ ص
(١٦)
شما مردم بار ديگر با نفس پيامبر اعظم روبرو هستيد
٥٣ ص
(١٧)
شما در آزمايشهائى سخت قرار گرفتهايد ، عواملى كه فريب خوردگان را در خود فرو برده ، شما را نفريبد
٥٥ ص
(١٨)
ترجمهء خطبهء نودم
٥٩ ص
(١٩)
راه يكم - آيات آفاقى است كه در نظم و قانون حاكم در جهان مشاهده مى شود
٦٤ ص
(٢٠)
راه دوم - آيات انفسى است كه با بررسى و مطالعه در درون انسانى و آنچه كه در آن مى گذرد ، قابل درك و فهم است
٦٥ ص
(٢١)
2 - ملكوت عالم درونى
٦٧ ص
(٢٢)
قدمت ذات مقدّس پروردگار و ديمومت و قيمومت آن
٧٠ ص
(٢٣)
معناى اين كه خداوند وارث مخلوقات است
٧١ ص
(٢٤)
انسانهاى صالح و مستضعف وارثان زمين خواهند بود
٧٢ ص
(٢٥)
نوع يكم
٧٣ ص
(٢٦)
اين كه خداوند وارث مطلق هستى است
٧٧ ص
(٢٧)
تبصره
٧٩ ص
(٢٨)
فقط خدا است معبود بر حقّ مخلوقات ) *
٨١ ص
(٢٩)
اساسىترين مختصّ پرستش حقيقى ، قرار گرفتن پرستنده در مسير كمال است
٨٦ ص
(٣٠)
خاصيّت قرار گرفتن در جويبار حركت
٨٨ ص
(٣١)
خداوند عالم مطلق بهمهء حوادث و حقايق حيات انسانى است
٩٠ ص
(٣٢)
توكَّل بر خداوند يكى از اركان حيات معقول است
٩٦ ص
(٣٣)
توكَّل حقيقى عبارتست از يك - پذيرش اين مسألهء اساسى الهى كه - ) *
٩٧ ص
(٣٤)
دو - حال بايد ببينيم خداوند متعال كه توكَّل كنندگان را دوست مى دارد
٩٨ ص
(٣٥)
3 - توكَّل حقيقى موجب اطمينان و آرامش در كارها ميباشد
١٠١ ص
(٣٦)
4 - توكَّل حقيقى از خودخواهى و تكبّر و نخوت در موقع موفّقيّت در كارها جلوگيرى مى نمايد
١٠٢ ص
(٣٧)
هر كس كه از خدا مسألت بدارد ، عطايش خواهد فرمود
١٠٥ ص
(٣٨)
خدمت در راه رفع نيازهاى مردم قرضى است كه بخدا داده مى شود و خداوند چند برابر آن را ادا خواهد فرمود و ديدار انسانى كه در مجراى خواست خداوندى انجام مى گيرد ديدار خدا است
١٠٩ ص
(٣٩)
شكر نعمت نعمتت افزون كند
١١٥ ص
(٤٠)
تعريفى مختصر براى شكر
١١٦ ص
(٤١)
1 - خويشتن را مورد توزين و محاسبه قرار بدهيم ، پيش از آنكه نفس ما با اجبار مورد توزين و محاسبه قرار بگيرد
١١٩ ص
(٤٢)
احتمال دوم - انسان بىمعنى در جهانى بىمعنى
١٢٠ ص
(٤٣)
احتمال سوم - انسان معنىدار در جهانى بىمعنى
١٢٣ ص
(٤٤)
احتمال چهارم - انسان بىمعنى در جهانى معنىدار
١٢٦ ص
(٤٥)
دعاء
١٤٠ ص
(٤٦)
ترجمهء خطبهء نود و يكم
١٤٢ ص
(٤٧)
نيايشى در همين خطبه
١٥٦ ص
(٤٨)
تفسير عمومى خطبهء نود و يكم
١٥٧ ص
(٤٩)
نوع دوم - تقسيم مكتبى فلسفه
١٦٠ ص
(٥٠)
نوع يكم
١٦٢ ص
(٥١)
نوع دوم
١٦٣ ص
(٥٢)
نوع سوم - تقسيم اقليمى فلسفه
١٦٤ ص
(٥٣)
مطلب دوم
١٧٦ ص
(٥٤)
مطلب سوم
١٧٨ ص
(٥٥)
مطلب چهارم
١٧٩ ص
(٥٦)
مسئلهء دوم
١٨٤ ص
(٥٧)
مسئلهء سوم
١٨٥ ص
(٥٨)
مسألهء چهارم
١٨٦ ص
(٥٩)
تفسيرى بر احتجاج امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام با عمران صابى
١٨٧ ص
(٦٠)
اصول و مسائل بسيار با اهمّيّتى كه امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام در پاسخ عمران صابى در بارهء الهيّات فرمودند
١٩١ ص
(٦١)
ارزشها بآن موقعيّتها كه در نظر ما انسانها بالا و پست جلوه مى نمايند ، وابسته نمى باشند
١٩٨ ص
(٦٢)
آيا علم خداوندى به ذات خود از قانون تلازم تعيّن شيء با نفى خلاف تبعيّت مى كند
٢٠١ ص
(٦٣)
وسيلهء معرفت خداوند سبحان
٢١٨ ص
(٦٤)
خداوند سبحان نور است ، چگونه بايد تفسير شود و بحثى مختصر در آيهء مباركه نور
٢٢١ ص
(٦٥)
دوم - مثل نور خداوندى
٢٢٥ ص
(٦٦)
سه
٢٢٦ ص
(٦٧)
چهار
٢٢٧ ص
(٦٨)
پنج
٢٢٨ ص
(٦٩)
شش
٢٢٩ ص
(٧٠)
نه
٢٣١ ص
(٧١)
مطلب نهم
٢٤٣ ص
(٧٢)
مطلب دهم
٢٤٦ ص
(٧٣)
صفت بدون موصوف و اسم بدون معنى و حدّ بدون محدود امكان پذير نمى باشد
٢٤٩ ص
(٧٤)
تبصره
٢٧٢ ص
(٧٥)
امساك و عدم بخشش چيزى بر او نمى افزايد و عطا وجود او را دچار فقر نمى سازد
٢٧٣ ص
(٧٦)
مخلوقات مانند عيال خداوندى هستند
٢٧٥ ص
(٧٧)
اينست معناى جود بى پايان و بى نياز از انگيزه
٢٧٧ ص
(٧٨)
براى ديدن خدا « مجوئيد زمين را و مپوئيد سما را »
٢٨٢ ص
(٧٩)
خداوند سبحان فوق هر گونه حركت و امتداد دهرى و قرار در مكان است
٢٨٤ ص
(٨٠)
دو اصل كلَّى مهمّ
٢٨٧ ص
(٨١)
نوع دوم
٢٨٩ ص
(٨٢)
اصل دوم - ضرورت رجوع به قرآن
٢٩٠ ص
(٨٣)
فهرست مطالب
٢٩٧ ص
(٨٤)
فهرست آيات
٣٠٤ ص
(٨٥)
فهرست روايات
٣٠٨ ص
(٨٦)
فهرست نامها
٣٠٩ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص

ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٢ - آيا علم خداوندى به ذات خود از قانون تلازم تعيّن شيء با نفى خلاف تبعيّت مى كند


با اين قضيّه « ا ، ا است در حقيقت با دو قضيّه روبرو هستيم كه يكى از آن دو منطوق و صريح است كه همان » ا ، ا است « مى باشد و قضيّهء دوم مفهوم عقلانى است كه عبارتست از » ا ، ب نيست « از نتايج بسيار مهمّ اين قاعده نفى واقعيّت مردّد در عالم هستى است ، يعنى اين قضيّه كه واقعيّتى وجود دارد كه مردّد ما بين ا و ب مى باشد ، قطعا غلط است ، زيرا محتواى آن امكان ناپذير است [١] همين قاعده در » علم و معلوم « نيز جريان دارد . يعنى علم بيك شيء بدون تعيّن معلوم از آن شيء امكان پذير نيست ، چنانكه تحقّق وجودى هر شيء بدون تعيّن آن كه با تقرّر هويّت و نفى همهء » غير « ها حاصل مى گردد محال است .
همچنين تعيّن علمى هنگامى تحقّق پيدا مى كند كه همهء آنچه كه غير از آن شيء معلوم است نفى شود و هويّت خالص آن شيء براى علم برنهاده شود و معلوم تحصّل پيدا كند . پس از توضيح قاعده مى گوئيم : ممكن است منظور عمران صابى از سؤال مزبور « كه آيا خداوند متعال عالم به ذات خود بوده است » فهميدن چگونگى علم خداوندى به ذات خويشتن بوده است . با توجّه به قاعدهء مزبوره يعنى با فرض صحّت قاعدهء مزبوره ، آيا علم خداوندى ، به ذات خويشتن ، با اين مشكل روبرو نمى شود كه قرار گرفتن ذات پاك خداوندى بعنوان معلوم مستلزم تعيّن ذات در صقع علم الهى است و اين تعيّن مستلزم طرد و نفى هر چه غير آن ذات معلوم است مى باشد و براى چنين تعيّن علمى ( براى متعيّن شدن معلوم ) چنانكه گفتيم بايستى همهء اشيائى كه غير آن هويّت معلوم است نفى گردد ، لازمهء اين نفى فرض تحقّق اشيائى جز خداوند سبحان در ازل مى باشد و اين لازمه با آنچه كه امام فرمود : « خداوند سبحان از ازل با وحدت مطلقه بدون تقارن با وجود شيئى ديگر وجود داشته و براى ابد نيز چنين است » منافات دارد . امام در پاسخ عمران مى فرمايد : علم خداوندى به ذات اقدس خود ،



[١] . يكى از مسائل شگفت انگيز فلسفه همين است كه هم رئاليستها براى ردّ ايدآليسم به نفى واقعيّت مردّد استدلال مى كنند هم ايده آليستها براى ردّ رئاليسم