ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٥ - شكر نعمت نعمتت افزون كند
٣٤ ، - و من شكره جزاه ( و هر كس كه او را سپاسگزارى كند ، پاداشش دهد ) شكر نعمت نعمتت افزون كند اين كلمهء شكر هم مانند ديگر كلماتى كه داراى مفاهيم بسيار با اهمّيّت مى باشند ، چنانكه در گذشته اشاره كرديم بجهت تفسيرهاى ناروائى كه در آنها انجام مى گيرد مفهوم حقيقى خود را از دست مى دهند ، مانند آزادى و عشق و معرفت و غير ذلك . بهر حال ضرورىترين كارى كه در بارهء اين گونه كلمات بايد انجام داد اينست كه نخست بايد آن معناى ناشايست را كه وارد مفهوم اصلى و صحيح كلمه شده است ، از آن مفهوم بركنار كرد ، مثلا چنانكه در مباحث عشق ديديم ، اين كلمه در مفهوم حقيقى داراى آن عظمت است كه گفته شده است :
< شعر > شاد باش اى عشق خوش سوداى ما اى طبيب جمله علَّتهاى ما اى دواى نخوت و ناموس ما اى تو افلاطون و جالينوس ما عشق بحرى آسمان بر وى كفى چون زليخا در هواى يوسفى دور گردون را ز موج عشق دان گر نبودى عشق بفسردى جهان هر چه گويم عشق را شرح و بيان چون به عشق آيم خجل گردم از آن < / شعر > يا بگفتهء حافظ :
< شعر > عاشق شو ارنه روزى كار جهان سر آيد ناخوانده درس مقصود از كارگاه هستى < / شعر > ولى اين كلمه چنان تنزّل پيدا مى كند كه بقول بعضى از نويسندگان مغرب زمين تا حدّ « درشكههاى كرايه اى » سقوط مى كند ، متأسّفانه بدانجهت كه تملَّقها و چاپلوسىها و گدا طبعىها و خود باختگىها كه افراد فراوانى از انسانها