ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٠ - اصل دوم - ضرورت رجوع به قرآن
آن چنانكه هستند روياروى شويم و آنها را كاملا بشناسيم « آيا با اين حال ، مگر مى توان از علم به يكى از معلولات علَّتى كه مى تواند انواع و اقسامى بىنهايت از معلولات را صادر كند : علم به همهء هويّت و ابعاد و مختصّات آن علَّت پيدا كنيم [ البتّه قرار دادن صفت خداوندى به عنوان علَّت و كيفيّتى از جريان عالم هستى را بعنوان معلول ، فرضى است كه براى توضيح مطلب آوردهايم ] اصل دوم - ضرورت رجوع به قرآن وقتى كه براى شناخت صفات خداوندى به قرآن مجيد مراجعه مى كنيم اقسامى فراوان از صفات را مى بينيم كه به خداوند متعال نسبت داده شده است ، مانند رب ، رحمن ، رحيم ، مالك ، غفور ، عالم ، قادر ، حىّ ، قيّوم ، مالك ، قدّوس ، سلام ، مؤمن ، مهيمن ، عزيز ، جبّار ، متكبّر ، بارى ، فاطر ، مصوّر و غير ذلك و چنانكه در توضيح اصل اوّل گفتيم ، ما از اين كلمات با احساس والا بشرط طهارت درونى ، مفاهيمى را درك مى كنيم ، اين مفاهيم را با استناد آنها به خداوند سبحان از وابستگى به انگيزهها و هدفهاى معمولى كه در ما انسانها وجود دارد ، منزّه مى داريم و همچنين آنها را فوق آن هويّتها و مختصّاتى كه در مفاهيم مزبور در وجود ما انسانها ضرورت دارد ، مى دانيم و بدين ترتيب در بكار بردن آن كلمات و مفاهيم در حالت نسبت دادن بخدا ، نه تنها الفاظ مجرّد بى معنى [ كه بعضى گمان كردهاند ما بهيچ وجه نمى توانيم معانى آنها را بفهميم ] را بكار مى بريم ، و نه تمام حقيقت آن مفاهيم را با علم حصولى يا حضورى در مى يابيم . در آيات قرآنى در چند مورد منزّه بودن خدا ، را از توصيفاتى كه در بارهء آن ذات أقدس مى نمودند ، تذكَّر داده است . از آن جمله : ( وَجَعَلُوا لِلَّه شُرَكاءَ الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُوا لَه بَنِينَ وَبَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ )