ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧ - اختلافات مردم و كوشش جدّى پيامبران الهى در طريق منتفى ساختن يا تنظيم آنها
تتمه دو نوع ملاك قرار گرفتن من براى خوبىها و بدىها و بايستىها و نبايستىها
تتمه دو نوع ملاك قرار گرفتن من براى خوبىها و بدىها و بايستىها و نبايستىها ٢٠ ، ٢٤ - مفزعهم فى المعضلات إلى أنفسهم و تعويلهم فى المهمّات على آرائهم ، كأنّ كلّ امرىء منهم إمام نفسه ، قد أخذ منها فيما يرى بعرى ثقات ، و أسباب محكمات ( پناهگاهشان در مشكلات ، خودشان هستند و مرجعشان در امور مهمّ ، آراء و نظريّاتى است كه خود ابراز مى دارند ، گوئى هر شخصى از آنان امام خويشتن است هر شخصى چنين مى پندارد كه در نظريّات خود به طنابهاى مورد اطمينان چنگ زده و دستاويزهاى محكمى [ براى وصول بواقعيّات ] بدست آورده است . ) براى توضيح ملاك قرار گرفتن من به آن نوعى كه امير المؤمنين عليه السّلام در اين سخنان مطرح فرمودهاند بايد دو نوع ملاك قرار دادن من را با نظر به دو نوع من براى خوبىها و بدىها و بايستىها و نبايستىها مورد بررسى قرار بدهيم :
نوع يكم - من با هويّت خود طبيعى محض
نوع يكم - من با هويّت خود طبيعى محض ملاك همهء خوبىها و بدىها و بايستىها و نبايستىها قرار داده مى شود . مقصود از من با هويّت خود طبيعى محض ، همان عامل مديريّت حيات طبيعى محض است كه در همهء جانداران از افعى و عقرب گرفته تا يك انسان عادل و وارسته و داراى درونى پر از فروغ معرفت ، وجود دارد . بدانجهت كه اين من جز تورّم و سلطه بر « جز خود » و گردانيدن همهء حقائق و واقعيّات در مسير دو پديدهء مزبور ( تورّم و سلطه ) حركت نمى كند ، لذا اين من محورى همهء خوبىها و بدىها و بايستىها و نبايستىها و قوانين و قضايا را بر مبناى خود مى سنجد و نفى و اثبات مى كند .
بهمين جهت است كه اين من با هويّت خود طبيعى محض اگر دستمالى ناچيز را بخواهد ، و براى بدست آوردن آن دستمال آتش به صدها قيصريّه و شهر بزند نه تنها كمترين نگرانى نخواهد داشت ، بلكه چون با بدست آوردن آن دستمال