ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٨ - پنج
از دليل روشنگر ، مورد اشاره قرار گرفته است :
أ لغيرك من الظَّهور ما ليس لك حتّى يكون هو المظهر لك . متى غبت حتّى تحتاج إلى دليل [١] . ( خداى من ، آيا براى جز تو آن ظهور و روشنائى هست كه تو فاقد آن هستى تا آن جز تو روشنگر وجود تو باشد ، كى از بينائى بينايان غايب شده اى كه نيازى به دليلى داشته باشى كه وجود تو را براى ما آشكار بسازد . ) اين گونه بينائى از هر كس ساخته نيست ، بلكه نصيب كسانى مى شود كه در نتيجهء مجاهدات و مسابقه در خيرات و كمالات ، بدرجه اى نائل گشتهاند كه مى توانند همهء هستى را مانند يك واحد حقيقى وابسته به ما فوق خود مشاهده نمايند . اين وابستگى را نه تنها در اصل وجود مى بيند [ كه اين بينش از علم و فلسفه نيز بر مى آيد ] بلكه وابستگى در قابليّت شهود ، باين معنى كه چنانكه در مشاهدهء رنگها و اشكال ، ارتباط انسان نخست با نور فيزيكى است ، سپس با رنگها و اشكال - < شعر > كه نظر بر نور بود آنگه به رنگ < / شعر > همچنان انسانهاى تهذّب يافته نخست با نور الهى ارتباط برقرار مى كنند ، سپس بوسيلهء آن نور ، موجودات را مى بينند . اگر كسى پيدا شود و بگويد : من چنين ارتباطى را نمى بينم ، مسلَّما او ارتباط مزبور را از خود نفى مى كند ، نهايت امر اين جرئت را بخود مى دهد كه تكليف ديگران را هم با قياس به نفس در اين مطلب بسيار با اهمّيّت روشن بسازد پنج - مى توان گفت : يكى از علل تمثيل به « مشكاة و زجاجه و مصباح » ( ظرف بزرگ چراغ و شيشهء صيقلى و درخشان و چراغ ) چنانكه مرحوم علَّامهء
[١] . دعاى عرفه از امام حسين .