ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - راه دوم - آيات انفسى است كه با بررسى و مطالعه در درون انسانى و آنچه كه در آن مى گذرد ، قابل درك و فهم است
و اجراء كنندهء نظم و قانون را اثبات مى كند . اين نكته را هم ناگفته نمى گذاريم كه فلسفهها و فلاسفهء همهء دورانها و جوامع در صدد حلّ « رابطهء ثابت ( نظم و قانون حاكم بر هستى ) با متغيّرات ( موجودات عالم هستى ) » با كمال دقّت و اهتمام بر آمدهاند ، ولى همهء آنان مى دانند كه مسأله بهيچ وجه حلّ و فصل نشده است ، يعنى بدون پذيرش كمال اعلا كه خدا است مسألهء مزبور حلّ و فصل نخواهد شد ، مگر اين كه مطلقهاى ثابتى را از خود متغيّرات در آورند و بقول بعضى از متفكَّران بسيار بزرگ : با حذف يك مطلق ( خدا ) بشمارهء موجودات عالم هستى مطلقها وضع مى كنند ، و با حذف يك ارادهء كلَّى بعدد موجودات عالم وجود ارادهها ، وضع مى نمايند راه دوم - آيات انفسى است كه با بررسى و مطالعه در درون انسانى و آنچه كه در آن مى گذرد ، قابل درك و فهم است .
چون بحث در آيات انفسى بسيار مفصّل و دامنه دار است ، آن را موكول به مباحث آينده مى نمائيم ، ولى در اين مورد اجمالا باين مطلب تذكَّر مى دهيم كه براى اثبات و معرفت خدا كافى است كه به تجرّد نفس در درون توجّه داشته باشيم ، حتّى اگر كسى نتواند تجرّد نفس را بپذيرد ، لااقلّ مى تواند فعّاليّتهاى تجريدى مانند عدد و مفاهيم كلَّى و واقعيّات مجرّد را مورد مطالعه قرار بدهد و بفهمد كه همان گونه كه خود آن فعّاليّتها و واقعيّات با هويّت و قانون مادّه و مادّيّات سازگار نيست ، ارتباط آنها با بدن مادّى نيز بهيچ وجه قابل تفسير با اصول و قوانين علمى طبيعى نمى باشد .
مثلا تجريد عدد ١٢ امر انعكاسى نيست ، بلكه فعّاليّتى است كه اگر حقيقتى مجرّد را بعنوان عامل آن تجريد در نظر نگيريم ، فعّاليّت مزبور براى ابد بعنوان يك مجهول غير قابل حلّ خواهد ماند . همچنين تحقّق همان عدد يا مفهوم كلَّى و يا دريافت شدههاى مجرّد مانند عدالت ، زيبائى و غير ذلك در ميدان مادّى سلَّولها و اعصاب ، بهيچ وجه قابل توصيف علمى نمى باشد . و آن توصيفات