ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٢ - اصل دوم - ضرورت رجوع به قرآن
اتّخاذ كنيم ، از نزد خود اتّخاذ مى نموديم اگر مى خواستيم چنين كارى انجام بدهيم [ امر مزبور را اراده مى كرديم بلكه ما حقّ را بر باطل مى زنيم و در نتيجه باطل محو مى گردد و واى بر شما از آنچه كه توصيف مى نمائيد . ) و توصيف بهمين مضمون در آيهء ١١٢ از همين سوره و سورههاى ديگر نيز آمده است . يك قاعده وجود دارد كه در اين مبحث مى تواند مورد استفاده قرار بگيرد و آن اينست كه محمول خبرى پس از تحقّق خبر ، مى تواند صفتى براى موضوع آن خبر بوده باشد . بعنوان مثال : وقتى كه زيد چيزى را بنويسد و شما بخواهيد آنرا بازگو كنيد ، بصورت خبرى چنين مى گوئيد : « زيد آن مقاله را نوشت » پس از ثبوت اين خبر نوشتن در شكل فاعل آن ( نويسنده ) مى تواند صفت وى قرار بگيرد ، يعنى شما مى توانيد بگوئيد مثلا « زيد نويسندهء آن مقاله براى ديدار من آمده » [١] بنا بر اين ، مقصود از توصيف آراء و نظرات و گفتارهاى بى اساس مردم جاهل و منحرف در بارهء خدا و مبادى عالى هستى است كه پس از بروز آنها بعنوان رأى و نظر و گفتار ، صفت و موصوف از آنها انتزاع مى گردد ، در آيات فوق مى توان بدين گونه توضيح داد كه مردمى جاهل و پست چنين خيال مى كردند كه « خداوند اين جهان هستى را براى بازى و بيهوده و بى هدف و براى سرگرمى خود و يا مخلوقاتش آفريده است » لازمهء اين ياوه گوئى اينست كه صفت بازيگرى بخدا نسبت داده شود و العياذ باللَّه گفته شود : خداوند بازيگر ، جهان را براى لهو و لعب آفريده و آنرا مى گرداند
[١] . ألأخبار حين صدورها أخبار و بعده أوصاف ( جملات خبرى در موقع صدور خبر مى باشند و سپس تبديل به اوصاف مى گردند ) يعنى در موقع صدور خبر حكم به ثبوت محمول به موضوع ( خبر به مبتداء ، مسند به مسند اليه ) مى شود و پس از تحقّق خبر محمول ( يا خبر ، مسند ) صفتى براى موضوع ( يا خبر ، مسند إليه ) مى گردد مثلا وقتى كه اين خبر صادر شد كه « زيد آن مقاله را نوشت » پس از نويسندگى مقاله مى تواند صفت زيد قرار بگيرد و مثلا گفته شود : « زيد نويسندهء آن مقاله را ديدم »