ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧١ - صفت بدون موصوف و اسم بدون معنى و حدّ بدون محدود امكان پذير نمى باشد
نمى باشند . ما در سر تا سر تاريخ شاهد اين گونه انسانهائى هستيم كه رفتار عالمانه و آگاهانهء آنان در « حيات معقول » كه به تحصيل آن توفيق يافتهاند ، اطَّلاع و آشنائى آنان را به امور مزبوره در فوق كه براى ديگران پشت پرده مجهول مى باشند ، با وضوح كامل اثبات مى كند . اينان رسولان الهى و اوصياء بر حقّ آنان و اولياء اللَّه و حكماى راستيناند كه اگر مردم معمولى ظواهر و سطوح ابتدائى واقعيّتها را مى بينند ، آنان بواطن و اعماق واقعيّتها را شهود مى كنند ، كه افهام ناتوان مردم غوطه ور در جهل پرستى و گرفتار در خود و خود پرستى ، از درك و دريافت آن عاجزند . از طرف ديگر آن كمال يافتگان هم با مشاهدهء پستى افكار و آرمانهاى جهل پرستان و خود پرستان ، توانائى ابراز آن حقائقى را كه شهود كردهاند ندارند - < شعر > بر لبش قفل است و در دل رازها لب خموش و دل پر از آوازها عارفان كه جام حقّ نوشيده اند رازها دانسته و پوشيده اند هر كه را اسرار حقّ آموختند مهر كردند و دهانش دوختند < / شعر > اين معنى را سيّد الموحدين قافله سالار سالكان راه حقّ امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام بارها در سخنان خود فرمودهاند . براى توضيحى مختصر در امكان تحصيل چنين معرفت و شناختى در بارهء واقعيّات پشت پرده به يك مسأله اشاره مى نمائيم : در آن هنگام كه يك انسان از تصوّرات خام و ابتدائى در بارهء « من » عبور مى كند و تدريجا با عظمتهاى تجرّدى « من » و استعدادهاى بسيار شگفت انگيز آن آشنا مى شود ، در نتيجهء رابطهء « من مجرّد » و قيّوميت آن را در بارهء كالبد مادّى بدن در مى يابد ، آيا چنين انسانى در آشنايى با رابطهء خداوندى با عالم مادّه ، قدمى بوسيلهء شهود بر نداشته است قطعا چنين است . بنا بر اين مى توانيم از اين مجمل حديث مفصّل و داستان مشروح كمال يافتگان اولاد پاك آدم را در نيل به شهودهاى روشنگر در بارهء پشت حجابهاى ظلمانى عرصهء طبيعت ، درك و دريافت نمائيم .