ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩١ - اصل دوم - ضرورت رجوع به قرآن
( سُبْحانَه وَتَعالى عَمَّا يَصِفُونَ ) [١] ( و براى خدا شركائى از جنّ قرار دادند ، در صورتى كه خدا آنان ( كفّار را كه چنان نسبتى را بخدا مى دادند يا اجنّه اى را كه شركاى خدا قرار مى دادند ) آفريده است [١] و براى خدا از روى نادانى پسران و دخترانى را افتراء زدند ، خداوند پاكيزه و بالاتر از توصيفاتى است كه مى كنند ) در اين آيهء شريفه توصيف خداوندى باين كه شركائى از جنّ دارد و براى او پسران و دخترانى است ، مورد توبيخ شديد قرار گرفته است .
آيات ديگرى در قرآن مجيد آمده است كه توصيف ناشايست بمعناى عقائد و گفتار بى اساس بكار رفته است نه به معناى توصيف اصطلاحى . از آن جمله : ( وَجاؤُ عَلى قَمِيصِه بِدَمٍ كَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ) [٢] حضرت يعقوب فرمود : [ چنين نيست كه شما ( فرزندان آن حضرت ) مى گوئيد بلكه نفس شما ، شما را فريب داده [ در اين حادثهء اسفناك ] صبر زيباست صبر خواهم داشت ، يا از خدا مسألت خواهم كرد ] او و خداوندى ، است كه در بارهء توصيفات شما از او يارى مسألت مى نمايم . ) ( وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما لاعِبِينَ . لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناه مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ . بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُه فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ ) [٣] ( و ما آسمان و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است براى بازى [ در حال بازى ] نيافريديم . اگر مى خواستيم براى خود ، بازى و لهو و مشغوليّت
[١] . و احتمال مى رود كه مقصود از ضمير هم ( آنان ) هم خود كفّار باشد و هم اجنّه اى كه كفّار آنها را شركاء خدا قرار داده بودند .
[١] . و احتمال مى رود كه مقصود از ضمير هم ( آنان ) هم خود كفّار باشد و هم اجنّه اى كه كفّار آنها را شركاء خدا قرار داده بودند .
[٢] . يوسف آيهء ١٨ .
[٣] . الأنبياء آيهء ١٦ تا ١٨ .