ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤ - اختلافات مردم و كوشش جدّى پيامبران الهى در طريق منتفى ساختن يا تنظيم آنها
زمانى و غير ذلك .
٨ - اختلاف ناشى از گرايشهاى آرمانى در زندگى .
٩ - اختلاف ناشى از اعتقادات دينى و مكتبى ، اجتماعى و سياسى و غير ذلك .
١٠ - اختلافات ناشى از كمّيّت و كيفيّت معلومات و تجارب در زندگى و پديدههاى آن .
بطور كلَّى هيچ يك از اين اختلافات بجز اختلاف نوع سوّم هر اندازه هم شديد بوده باشد ، مادامى كه مستند به خود محورى نباشد ضررى به انسانها وارد نمى سازد . بلكه اگر اين اختلافات با بصيرت كامل تعقيب شود ، قطعا بهماهنگىهائى معقول منتهى مى گردد كه خود موجب پيشرفتهاى مادّى و معنوى مى گردد . بهمين جهت است كه اختلاف را بر دو قسم اساسى تقسيم مى كنيم : ١ - اختلاف تباه كننده ٢ - اختلاف سازنده . در آن ده نوع اختلاف كه بعنوان نمونه اى از اصول متذكَّر شديم ، هيچ اختلافى وجود ندارد كه ذاتا تباه كننده باشد . تباهىهاى اختلاف از موقعى شروع مى شود كه خود محورى اشخاص اختلاف كننده بجوشد و خودمدارى در ارتباط با واقعيّات جاى واقعيّات را بگيرد . و همان طور كه در بحث گذشته گفتيم واقعيّت و اصل و قانون جدا از خود زير پا گذاشته شود . لذا عدم ايمان به غيب و غوطه ور شدن در عيوب و عيبجوئىها و عمل به مشتبهات و حركت در شهوات ، براى آنان امورى كاملا طبيعى خواهد بود ، زيرا انسان خودمدار در خود طبيعى خويش نه تنها غيبى نمى بيند ، بلكه چنان گرايش شديد به محسوس در نهاد اين خود وجود دارد كه عامل مبارزه با اعتقاد به غيب محسوب مى شود .
شايد همهء صاحبنظران اين حقيقت را پذيرفته باشند كه تنوّع آراء و عقائد ناشى از باز بودن ميدان فعّاليّتهاى مغزى و گسترش سطوح گوناگون دو قلمرو انسان و جهان يكى از عاليترين عوامل گسترش و عميق شدن معرفت