ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٩ - دو - حال بايد ببينيم خداوند متعال كه توكَّل كنندگان را دوست مى دارد
در موردى كه با مسائل نظرى روبرو مى شويد ، استبداد و خودرأيى را كنار بگذاريد و با عقول و وجدانهاى خردمندان شركت كنيد امام ( ع ) فرمود : من شاور الرّجال شاركهم فى عقولهم ( هر كس كه با مردان بمشاوره پرداخت در عقول آنان شركت كرده است ) پس از استنباط و استنتاج دسته جمعى ، هنگامى كه نوبت عزم و تصميم - گيرى فرا مى رسد ، تصميم را بگير و بر خدا توكَّل كن كه خداوند توكَّل كنندگان را دوست مى دارد . ملاحظه مى شود كه شرط يا مقدّمهء يك توكَّل حقيقى گذراندن مراحل تلاش فكرى و عضلانى [ در مورد ضرورت تلاشهاى عضلانى ] است .
پس در حقيقت توكَّل از آن موقع شروع شده است كه انسان عاقل وارد مقدّمات كار شده و هر گونه فعّاليّت فكرى و عضلانى را كه مورد نياز است ، انجام داده است . باضافهء اين توكَّل ، واگذار كردن همهء مقدّمات و نتايج و ارتباط ميان آنها ، توكَّلى ديگر است كه از پذيرش علم و سلطهء دائمى و همه جانبهء خداوندى بر عالم هستى و شئون آن ناشى مى گردد . مولوى در داستان « نخجيران و بيان توكَّل و ترك جهد كردن » در مثنوى - دفتر اوّل ص ٢١ چنين مى گويد :
< شعر > طائفهء نخجير در وادى خوش بودشان با شير دائم كش مكش بس كه آن شير از كمين در مى ربود آن چرا بر جمله ناخوش گشته بود حيله كردند آمدند ايشان به شير كز وظيفه ما ترا داريم سير جز وظيفه در پى صيدى ميا تا نگردد تلخ بر ما اين گيا < / شعر > شير :
< شعر > گفت : آرى ، گر وفا بينم نه مكر مكرها بس ديدهام از زيد و بكر من هلاك فعل و مكر مردمم من گزيده زخم مار و كژدم مردم نفس از درونم در كمين از همهء مردم بتر در مكر و كين < / شعر >