ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٧ - نه
الإمام : جلّ يا عمران عن ذلك ، ليس هو في الخلق و لا الخلق فيه ، تعالى عن ذلك و سأعلَّمك و تعرفه به ، و لا حول و لا قوّة إلَّا باللَّه ، أخبرنى عن المرآة أنت فيها أم هى فيك فإن كان ليس واحد منكما في صاحبه ، فبأىّ شيء استدللت بها على نفسك قال عمران بضوء بينى و بينها . فقال الرّضا عليه السّلام : هل ترى من ذلك الضّوء في المرآة أكثر ممّا تراه في عينك قال : نعم ، قال الرّضا عليه السّلام : فأرناه ، فلم يحر جوابا ، قال الرّضا عليه السّلام : فلا أرى النّور إلَّا و قد دلَّك و دلّ المرآة على أنفسكما من غير أن يكون في واحد منكما ، و لهذا أمثال كثيرة غير هذا لا يجد الجاهل فيها مقالا ، و للَّه المثل الأعلى .
( اى عمران ، خداوند با عظمتتر از آن است كه گفتى ، خداوند در خلق نيست و خلق در خدا نيست ، خدا بالاتر از اينها است . و من رابطهء خدا را با مخلوقات براى تو تعليم مى نمايم و تو آنرا درك خواهى نمود . و هيچ حركت و قوّه اى نيست مگر از خدا . اى عمران ، بمن خبر بده از آينه [ هنگامى كه ] عكس تو در آن منعكس مى گردد ، آيا تو در آن آينه اى يا آينه در تست اگر هيچيك از شما ( تو و آينه ) در ديگرى نيست ، پس بوسيلهء چه چيزى براى انعكاس خود در آينه استدلال نمودى يعنى چه چيزى موجب شد كه تو عكس خود را در آينه ببينى عمران پاسخ داد : با آن روشنائى كه ميان من و آينه وجود دارد .
امام علىّ بن موسى الرّضا ( ع ) فرمود : آيا از آن روشنائى در آينه بيش از آنچه كه با چشمت مى بينى ، مشاهده ميكنى عمران گفت : آرى . امام فرمود : آن روشنائى در آينه را كه بيش از روشنائى چشم است ، بما نشان بده عمران نتوانست پاسخى بدهد . امام فرمود : پس نمى بينم مگر اين كه نور است كه ترا و آينه را نشان داده است ، بدون اين كه در يكى از شما ( تو و آينه ) بوده باشد . مثلهاى فراوانى غير از اين براى توضيح اين ارتباط وجود دارد كه نادان جاى سخنى براى خود در آن پيدا نمى كند و مثل اعلى از آن خداوندى است . ) تمثيل علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام بسيار با اهمّيت است . حضرت مى فرمايد : وقتى كه صورت يك انسان در آينه منعكس مى شود ، آيا انسان در آينه