ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٦ - نه
وحدت حقيقى آن ذات اقدس ، تغيير بوسيلهء عامل داخل خلاف فرض وحدت آن ذات اقدس است . بنظر مى رسد مثالهائى را كه امام عليه السّلام براى تفهيم قضيّه به عمران فرموده است ، بر مبناى پذيرش وحدت ذات اقدس ربوبى ميباشد كه مى فرمايد : آتش نمى تواند در خود تغييرى ايجاد كند ، حرارت نمى تواند خودش را بسوزاند و هيچ بيننده اى نمى تواند بينائى يا چشم خود را ببيند . اين مثال اخير در اشعار شبسترى چنين آمده است :
< شعر > تو چشم عكسى و او نور ديده است به ديده ديده را ديده كه ديده است < / شعر > و بهر حال وحدت مطلقهء ذات پروردگارى ، با فرض عامل تغيير داخلى ، براى آن ذات اقدس ، تناقضى آشكار در بر دارد . يك دليل بسيار قاطع و روشن وجود دارد كه هر گونه تغيير را در ذات بارى تعالى امكان ناپذير مى سازد . و آن اينست كه تغيير در ذات بارى يا از نقص به كمال است و يا از كمال به نقص و يا از نقص به نقص و يا از كمال به كمال . و بديهى است كه همهء انواع چهار گانهء تغيير در بارهء خداوندى محال است ، زيرا فرض اين كه خداوند از نقص به كمال تغيّر پيدا كرده است ، لازمه اش اينست كه الوهيّت خداوندى حادث است ، زيرا در حال نقص نمى تواند خداوند واجب الوجود و كامل مطلق بوده باشد . و اگر تغيّر از كمال به نقص فرض شود ، لازمه اش تنزّل خداوندى از مقام الوهيّت و وجوب وجود و كمال مطلق ميباشد . و فرض تغيّر از نقص به نقص ، با فرض الوهيّت و وجوب وجود و كمال مطلق كه صفات ذاتى خداوند است ، تناقضى آشكار در بر دارد . و تصوّر اين كه تغيير از كمال به كمال بوده است ، ترجّح بلا مرجّح است كه از محالات اوّليّه است .
١١ - عمران : ألا تخبرنى أهو في الخلق أم الخلق فيه عمران سؤال كرد : آيا بمن خبر نمى دهى خداوند در مخلوقاتش است يا مخلوقات در او است )