ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٣ - نه
پاسخ امام عليه السّلام به سؤال عمران صابى فوق العاده جالب و روشن و قاطع است . امام مى فرمايد : صدق سكوت و سكون و سخن نگفتن بر يك موضوع مستلزم ملكه و استعداد سخن گفتن در همان موضوع است . و چون خداوند سبحان مانند انسانها نيست كه استعداد سخن گفتن با وسائل معمولى ( دهان و زبان و حنجره ) داشته باشد ، لذا اسناد سكوت و سكون هم بر آن ذات اقدس امكان ناپذير ميباشد ، زيرا بتعبير اصطلاحى : تقابل سكوت و نطق ، تقابل عدم و ملكه است ، مانند بينائى و نابينائى ، به ديوار نمى توان گفت : نابينا است و نمى بيند ، زيرا ديوار استعداد بينائى و ديدن ندارد . امام عليه السّلام براى تفهيم عمران به چراغ مثال مى زند و مى فرمايد : نمى توان گفت : چراغ ساكت است و سخن نمى گويد ، زيرا چراغ استعداد سخن گفتن ندارد . و اين كه خداوند سبحان با حضرت موسى ( ع ) سخن گفته است ، مانند : ( إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً ) [١] منم پروردگار تو ، نعلينت را در آور كه تو تحقيقا در وادى مقدّس طوى هستى . ) و ديگر آياتى كه خداوند در آنها از سخن گفتن خود خبر مى دهد ، مقصود ايجاد الفاظ در فضا يا ديگر اجسام است ، چنانكه براى تكلَّم با موسى ( ع ) كلماتى را در درخت بوجود آورد . [٢] در نتيجه ايجاد سخن از طرف خداوند متعال موجب تغيّر و دگرگونى او نمى گردد . سپس امام مى فرمايد : نيز گفته
[١] طه آيه ١٢ .
[٢] . اين نكته را ناگفته نگذاريم كه شيخ محمود شبسترى كه براى دفاع از حسين بن منصور حلَّاج گفته است : < شعر > روا باشد انا اللَّه از درختى چرا نبود روا از نيكبختى < / شعر > قطعا مرتكب اشتباه شده است ، زيرا گويندهء إِنِّى أَنَا الله درخت نبوده است ، بلكه خدا بوده است كه بوسيلهء درخت آنرا نمودار ساخته است .