با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩ - حبس و قتل ميثم تمار
ميثم تبسمى كرد و- با اشاره به درخت خرما- گفت: من براى او آفريده شدهام و او براى من تغذيه شده است. چون بر چوبه دار بلندش كردند، مردم بر در خانه عمرو بن حريث پيرامونش گرد آمدند. عمرو گفت: به خدا سوگند به من مىگفت: من همسايه توام! چون به دار كشيده شد، به كنيزش دستور داد زير چوبه دار را آب و جارو كند و تميز نمايد.
ميثم آغاز به نقل فضايل بنى هاشم كرد. به ابن زياد گفتند: اين بنده شما را رسوا كرد! گفت: او را لجام بزنيد! و او نخستين آفريده خدا بود كه در اسلام لجام زده شد.
قتل ميثم ده روز پيش از ورود امام حسين (ع) به عراق روى داد. در روز سوم دار زدنش او را خنجر زدند و او تكبير گفت: سپس در پايان روز از دهان و بينىاش خون سرازير شد.» [١]
نقل شده است كه هفت تن از خرما فروشان گرد آمدند وآماده دفن ميثم گشتند. شبانه به سوى او آمدند؛ و در آن حال نگهبانان سرگرم نگهبانى بودند. آتشى كه اينان افروخته بودند، ميان ياران ميثم و نگهبانان حايل گرديد. آنان بدن او را با چوبه دار برداشتند و به چشمهاى در قبيله مراد انتقال دادند و در آنجا دفن كردند. چوبه را هم در يكى از خرابههاى محلّه افكندند. چون بامداد فرا رسيد. سپاه را فرستادند ولى چيزى نيافتند. [٢]
از ميثم روايت شده است كه گفت: اميرالمؤمنين (ع) مرا فرا خواند و گفت: چه خواهى كرد اى ميثم آنگاه كه فرزند خوانده بنى اميه [پسر فرزند خوانده بنىاميه]- عبيداللّه بن زياد- تو را وادار كند كه از من بيزارى جويى؟
گفتم: يا اميرالمؤمنين هرگز از تو بيزارى نمىجويم!
فرمود: در اين صورت، به خدا سوگند، تو را مىكُشد و بر دار مىكِشد.
گفتم: شكيبايى مىورزم، اين در راه خدا چيزى نيست.
فرمود: اى ميثم، در آن صورت، همراه من و در مرتبه منى! [٣]
[١] الارشاد، ص ١٥٤؛ ر. ك. اعلام الورى، ص ١٧٦؛ مجمع البحرين، ص ٤٩٢؛ نفس المهموم، ص ١١٩.
[٢] اختيار معرفة الرجال (رجال كشى)، ج ١، ص ٢٩٥، شماره ١٣٨، ١٣٩.
[٣] همان.