با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٠ - ٤ - ذات عرق
رسيدن به خدمت امام، از درون خود كاروان حسينى آن خبر را دريافت كرده بود. برخى پژوهشگران [١] بر اين باورند كه ديدار ميان فرزدق و امام در صفاح بوده است. زيرا فرزدق در اين باره شعرى سروده است؛ و اگر گفته شود كه اين شعر را ديگرى سروده و سپس به او نسبت داده است، استدلالى بسيار ساده مىباشد.
در پايان بحث مربوط به مكان ديدار فرزدق با امام حسين (ع)، شايسته است در اين جا متن گفتوگوى ميان آن دو را- طبق روايت اربلى- از زبان فرزدق نقل كنيم كه گفت:
هنگامى كه از كوفه باز مىگشتم، در راه حسين را ديدم كه به من فرمود: از پشت سرت چه خبر، اى ابوفراس!
گفتم: راست بگويم؟
فرمود: راستش را مىخواهم!
گفتم: دلها با تو ولى شمشيرها با بنىاميّه است و پيروزى از آن خداوند است.
فرمود: راست گفتى. مردم بنده مالاند و دين لقلقه زبانشان است؛ كه براى اداره زندگى خود از آن دم مىزنند ولى آنگاه كه به بوته آزمايش درافتند، دينداران كم مىشوند! [٢]
٤- ذات عرق
«ذات عرق جاى لبيك گويى اهل عراق و مرز ميان نجد و تهامه است و گفتهاند: عرق كوهى است در راه مكّه و ذات عرق بخشى از آن است ...» [٣]
«اهل تسنن ذات عرق را ميقات عراقيان و اهل شرق مىدانند، در حالى كه فقيهان [شيعه] احتياط مىكنند و معتقدند كه بايد از مسلخ، كه از مكّه دورتر است، محرم شد. ذات عرق از مكّه دو مرحله (يعنى حدود ٩٢ كيلومتر) فاصله دارد.» [٤]
[١]- ر. ك: حياة الامام الحسين بن على (ع)، ج ٣، ص ٦٠.
[٢] كشف الغمه، ج ٢، ص ٣٢؛ المحجة البيضاء، ج ٤، ص ٢٢٨.
[٣] معجم البلدان، ج ٤، ص ١٠٨.
[٤] خطب الامام الحسين (ع)، ج ١، ص ١٣٢؛ و نوشته است كه وادى عقيق از جنوب به شمال امتداد دارد و در آن سه جايگاه است: ذات عرق، عمره، مسلخ.