با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٤ - آيا اين كوشش جنبه صورى داشت؟!
حسين (ع) خوددارى ورزيد و دو طرف براى دفع يكديگر دست به تازيانه بردند! اين خبر به عمرو بن سعيد رسيد و ترسيد كه اوضاع خطرناك شود، از اين رو كسى نزد رئيس شرطههايش فرستاد و به او فرمان بازگشت داد!» [١]
اشاره
تأمل در اين دو نقل به روشنى نشان مىدهد كه نيروى نظامى امويان براى جلوگيرى از بيرون رفتن امام (ع) كافى نبوده؛ زيرا فرض بر اين است كه عمرو بن سعيد همه نيروها و امكانات خويش را براى چنين رويارويىاى كه در بيرون شهر مكّه براى شكست كاروان نسبتاً بزرگ حسينى انجام مىشد به كار گيرد و آن را مجبور به بازگشت كند. ولى در مقام عمل، تلاش از دو طرف از دست بردن به تازيانه براى دفع يكديگر فراتر نرفت.
كاروان حسينى سرسختانه خوددارى ورزيد و اشدق از خطرناك شدن اوضاع بيمناك شد؛ و به «فرستادگانش» يا «سپاهيانش» فرمان داد كه نوميدانه بازگشتند، بدون شك ترس اشدق از خطرناك شدن اوضاع، در اينجا چنانچه دفاع طرفين و مبارزه آنان ادامه مىيافت و به يك جنگ آشكار تبديل مىشد، به معناى بازگشتن مكر مكّار به خودش بود. أشدق كه براى انجام چنين كارى آمادگى كامل نداشت، بيم آن داشت، حاجيانى كه از جاى جاى جهان اسلام به مكّه آمده بودند، از حكومت اموى روى برگردانند، و با شنيدن چنين رويارويىاى ميان حكومت اموى و امام (ع) در حومه مكّه، زير بيرق حسينى (ع) درآيند.
آيا اين كوشش جنبه صورى داشت؟!
شگفت اين كه آقاى شيخ باقر شريف قرشى، نظريه دكتر عبدالمنعم ماجد در كتاب «التاريخ السياسى للدولة العربيه» اش را پذيرفته است كه مىگويد: رويارويى ميان سربازان
[١] الاخبار الطوال، ص ٢٤٤.