با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٩ - پنهان كارى
از اين روايت چنين بر مىآيد كه وظيفه مسلم (ع) در كوفه، تنها به آماده سازى و سازماندهى كوفيان تا آمدن امام و سپس قيام بر ضد حكومت اموى و نوشتن گزارشهاى پياپى درباره وضعيت اهل كوفه و تحوّلات جارى آن دوره، محدود نبوده است. بلكه مسلم اين اختيار را داشت كه- در شرايط استثنايى- هر گاه كه مناسب ببيند، حتى پيش از آمدن امام (ع)، همراه با كوفيان بر ضد امويان قيام كند. اين چيزى بود كه در عمل نيز به وقوع پيوست و مسلم ناچار گشت- به سبب شرايط استثنايى كه پس از دستگيرى هانى بن عروه- در آن روز با همراهانش به قيام مباردت ورزد.
مژده شهادت
امام (ع) به مسلم خبر داد كه فرجام كار وى در اين راه، نيل به درجه رفيع شهادت است، نقل شده است كه هنگام خداحافظى با مسلم در مكّه، خطاب به وى فرمود: من تو را به كوفه مىفرستم و خداوند آنچه كه دوست مىدارد و خشنود است كار تو را رقم خواهد زد. اميدوارم كه من و تو در مرتبه شهيدان باشيم. به بركت و يارى خداوند رهسپار شو تابه كوفه در آيى، چون به شهر در آمدى نزد مؤثّقترين مردمش منزل كن و مردم را به فرمانبردارى من بخوان. اگر ديدى كه همه بر بيعت من اتفاق نظر دارند، باشتاب به من گزارش بده تا بر اساس آن رفتار كنم، ان شاء اله تعالى»
سپس حسين (ع) با او معانقه و خداحافظى كرد و هر دو گريستند. [١]
پنهان كارى
همچنين امام (ع) مسلم را به «تقوا، پنهان كارى و مهربانى» [٢] سفارش كرد و فرمود كه اگر «مردم را يكدل و منظم شده يافت، به سرعت، موضوع را به او گزارش دهد.» [٣]
[١] الفتوح، ج ٥، ص ٣٦، مقتل الخوارزمى، ج ١، ص ١٩٦.
[٢] الارشاد، ص ١٨٦.
[٣] همان.