با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦ - وحشت حكومت اموى از خبر خروج امام(ع)
از سوى ديگر كاروان حسينى- كه در اوايل خروج به نسبت بزرگ بود- در يك فاصله كوتاه زمانى آن قدر نمىتوانست از مكّه دور شده باشد كه آن را بجويند و پيدا نشود. از نظر تاريخى هم مشهور است كه فرستادگان و مردان شُرطه عمروبن سعيد، در اوايل راه عراق، به كاروان حسينى رسيدند.
اما آنچه مهم است اين كه خبر خروج امام (ع) موجب ترس و وحشت حكومت اموى گشت، به طورى كه والى وقت مكّه، در صدد برآمد تا از هر وسيله موجود ميان آسمان و زمين براى جلوگيرى از بيرون رفتن آن حضرت از مكّه استفاده كند!
خروج امام (ع) از مكّه براى حكومت اموى بسيار گران بود، زيرا به مفهوم شكسته شدن حلقه محاصرهاى بود كه حكومت اموى، نخست در مدينه بر گرد انقلاب حسينى كشيده بود ولى شكست خورد و در مكّه نيز همين كوشش را انجام داد تا شايد آن را در نطفه خفه كند. به اين گونه كه رهبرى انقلاب را يا دستگير كند يا غافلگيرانه بكشد، يا بوسيله خوراندن سمّ در شرايطى پيچيده و ساختگى، كه حكومت اموى نيز متهم نشود، از ميان بردارد و آنگاه با هزار ادّعا بر اين جنايت خود سرپوش نهد و خود در مقام خونخواهى او برآيد. در نتيجه مردم را گمراه سازد و در ميان مردم به عنوان خونخواه امام آشكار گردد؛ و سرانجام مصيبت اسلام همچنان كه هست باقى بماند، بلكه گرفتارى بيشتر و شديدتر گردد.
بنابراين خروج امام (ع) از مكّه مكرّمه در آن زمان تعيين شده، همان طورى كه فرصت رها شدن از دست امام را به راه و روشى كه خود حكومت مىخواست و مىتوانست كه بدان وسيله امت را به وسيله تبليغات گمراه سازد، از دستش ربوده همين طور، فرصت محاصره و زير فشار گذاشتن انقلاب را نيز از آنان گرفت. زيرا خروج امام از مدينه- همين طور از مكّه- در اصل براى رهانيدن انقلاب مقدّس از حلقه محاصره سانسور امويان بود. علاوه بر آن امام (ع) از آن بيم داشت كه با كشته شدن ايشان، حرمت حرمين شريفين شكسته شود.» [١]
[١] بخش نخست همين پژوهش.