با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧ - نقش عبدالله بن جعفر در تلاش آشتىجويانه
بنابراين بنىاميّه حق داشتند كه از خروج امام (ع) بيمناك باشند. زيرا اين خروج آنان را از ترسيم روش رويارويى با آن حضرت و انتخاب شرايط زمانى، مكانى و تبليغاتى اين رويارويى، محروم ساخت؛ آن هم در هنگامى كه امام (ع) اصرار داشت تا قتل وى- كه تا بعيت نمىكرد از آن ناگزير بود- در شرايط زمانى و مكانىاى كه او خود انتخاب مىكرد انجام شود. و بدين وسيله دشمن نتواند بر قتل او سرپوش نهد، يا از واقعه شهادتش به نفع خود استفاده كند و اهداف مورد نظر از اين قتل را از بين ببرد. چرا كه امام (ع) قصد داشت از اين راه، وجدان امت را تكان دهد تا در راه درستى كه حضرت مىخواست به حركت درآيد.» [١]
تلاش حكومت اموى در مكّه براى بازگرداندن امام (ع)
حكومت محلّى اموى در مكّه مكرّمه به منظور بازگرداندن امام (ع) به مكّه، دو روش را در پيش گرفت؛ يك روش آشتى جويانه بود و طى آن عمرو بن سعيد اشدق طى نامهاى به امام (ع) به آن حضرت وعده امان و نيكى و جايزه داد. روش ديگر سركوبگرانه و نظامى بود و بر اساس آن شمارى از مردان شرطه مأمور شدند راه خروج كاروان حسينى از مكّه را سدّ كنند.
پوشيده نماند كه اسلوب نخست، يعنى اسلوب بخشيدن امان و جايزه، همان طور كه عادت همه سركشان در برابر چنين وقايعى مىباشد، پيش از اسلوب سركوبگرانه بود.
نقش عبداللّه بن جعفر در تلاش آشتىجويانه
طبرى مىنويسد: عبداللّه بن جعفر نزد عمرو بن سعيد بن عاص رفت و با او صحبت كرد و گفت: به حسين نامهاى بنويس و در آن امان قرار ده و او را وعده نيكى و جايزه بده و در نامهات به او اطمينان بخش و از او بخواه كه باز گردد. شايد مطمئن شود و باز گردد!
[١] بخش نخست همين پژوهش، ص ٣٧٦.