با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٨ - چرا انقلابيون به كاخ حمله نكردند!؟
«ياران عبيداللّه سوار شدند و مردم با هم در آميختند و سخت پيكار كردند. در اين حال عبيداللّه زياد و گروهى از اهل كوفه از بالاى ديوار كاخ جنگ مردم را تماشا مىكردند!» [١]
ولى ابن نما خبرى را نقل مىكند كه محتوايى خاص دارد. او مىنويسد كه بيشتر اشرافى كه با مسلم بيعت كرده بودند، بيعت خويش را شكستند و پيش از آن كه به جنگ عبيداللّه برود او را ترك گفتند. از روايت وى استفاده مىشود كه جنگ سخت ميان طرفين تا شب ادامه يافت! او مىگويد: مسلم پس از دريافت خبر هانى [٢]، با گروهى از كسانى كه با وى بيعت كرده بودند، به جنگ عبيداللّه رفت. اين هنگامى بود كه مشاهده كرد همه اشرافى كه با وى بيعت كرده بودند، آن را شكسته و به عبيداللّه پيوسته بودند. سپس عبيداللّه در دارالاماره پناه گرفت و تا فرارسيدن شب به سختى پيكار كردند. [٣]
چرا انقلابيون به كاخ حمله نكردند!؟
اين پرسشى است بجا و ممكن است به ذهن همه كسانى كه داستان حوادث كوفه را مورد تفكر و تأمّل قرار مىدهند خطور كند، تا هنگامى كه سؤال كننده، با همه متون تاريخى مربوط به رويدادهاى اين دوره، و شواهد آشكار و پنهان پراكنده موجود در اين باره آگاه نشود و يا پاسخ قانع كنندهاى از كسى كه نسبت به اين موضوع احاطه كامل داشته باشد، نشنود، حيران و شگفت زده مىماند.
از مجموعه اين متون مىتوان مجموعه ملاحظههايى را كه پاسخ اين پرسش را روشن و معين سازد، يادآور گرديد:
١- پيش از اين ياد آور شديم تصميم به رويارويى با حكومت محلى كوفه، يك استثنا بود كه بر اساس ضرورت اتخاذ شد و مسلم ناچار گرديد از مسير اصلى خود در راه تكميل و آماده سازى روحى و عملى بيعت كنندگان براى تحمل دشوارىهاى قيام همراه
[١] الفتوح، ج ٥، ص ٨٦- ٨٧.
[٢] يعنى خبر زدن و زندانى شدن وى به وسيله ابن زياد.
[٣] مثيرالاحزان، ص ٣٤. سيد بن طاووس نيز در اللهوف (ص ٢٢) داستان اين جنگ را نقل كرده است. آنجا كه مىگويد: «ياران او و ياران مسلم به جنگ پرداختند».