با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٩ - چرا انقلابيون به كاخ حمله نكردند!؟
امام (ع) خارج گردد. مدّت دو ماهى كه مسلم از ورود به كوفه تا محاصره قصر سپرى كرد، براى انجام چنين كارى كوتاه بود.
بنابراين مسلم كاخ را با گروههايى محاصره كرد كه بيشترشان آمادگى كافى نداشتند.
آنان از جنبه معنوى گرفتار ضعف روحى و سستى معنوى بودند. دنيا را دوست مىداشتند، عافيت طلب و سلامت خواه بودند و از مرگ كراهت داشتند؛ آنان آرزوى پيروزى مسلم يا امام (ع) را داشتند، ولى بدون آن كه رنجى را بر خود هموار كنند! نام سپاه شام پيوسته تن آنان را به لرزه مىافكند و احساس ترس و مذلّت را در آنان برمىانگيخت. از جنبه عملى- در ميان بيشترشان- ارتباط قبيلهاى به مراتب از ارتباط دينى قوىتر بود؛ و اين خطرناكترين عاملى است كه مىتواند هميشه و در همه زمانها به حركتهاى دينى و انقلابى در جهان اسلام، زيان برساند. از اين گذشته مردم نيرو، اسلحه، مال، آموزش، و ابزار و اسلوب ارتباط و امثال آن را در اختيار نداشتند.
آنچه را كه ما در اينجا يادآور شديم، خواننده در دلالت برخى متون تاريخى، روشن و آشكار مىيابد. عباس بن جعده جدلى، يكى از پرچم داران سپاه مسلم بن عقيل، مىگويد:
«چهار هزار تن همراه مسلم بن عقيل بيرون شديم. هنوز به قصر نرسيديم كه شمار ما به سيصد تن رسيد!» [١] ابن نما نقل مىكند كه مسلم پيش از حمله به قصر احساس شكست كرده زيرا ديد كه بيشتر اشراف بيعت كننده با وى، نقض عهد كرده با عبيداللّه شدهاند!» [٢]
از ديگر مثالهايى كه نشان دهنده برترى انتساب قبيلهاى بر رابطه دينى است، روايت طبرى است كه مىگويد: «ابن زياد كثير بن شهاب را فرا خواند و فرمان داد كه همراه مذحجيانِ زير فرمان خويش بيرون شود و در كوفه بگردد و از مردم بخواهد كه از ابن عقيل دست بردارند و آنان را بترساند و از كيفر سلطان بر حذر دارد؛ و به محمد بن اشعث فرمان داد كه كسانى از كنده و حضرت موت كه فرمانبردار وى هستند بيرون شود ...» [٣]
[١]- تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٢٧٥.
[٢] مثير الاحزان، ص ٣٤.
[٣] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٨٧.