با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٠ - حدود مأموريت مسلم بن عقيل
امويان در كوفه را سازماندهى و منظم كند و آنان را براى پذيرش هرگونه مسئوليتى در قيام و نهضت حسينى آماده سازد.
بدون شك رسيدن به آمادگى و نيرويى در اين سطح نياز به وقت كافى داشت كه همه جوانب را بسنجد، شكافها را پر كند و نواقص معنوى و مادى كار را برطرف سازد. زيرا هدف نهايى تنها ساقط كردن حكومت محلّى كوفه نبود؛ بلكه هدف نهايى در اصل آماده سازى كوفه به عنوان مركزى براى يك رويارويى سرنوشت ساز، با سپاه شام بود.
مأموريت اصلى مسلم بن عقيل تنظيم و سازماندهى حركت انقلابى كوفيان بود تا پس از آن كه امام حسين (ع) به كوفه بيايد، با برخوردار وى از جايگاه بلندى كه در دل مردم دارد، رهبرى قيام را به دست گيرد و در راه اهداف كاملاش پيش ببرد. تأمل در نامه مسلم بن عقيل از كوفه به امام و روش و اسلوب برخوردى با حوادث، چه در زمان نعمان و يا ابن زياد، اين اصل را به خوبى نشان مىدهد.
مسلم از اين كه در يك رويارويى سرنوشت ساز با حكومت محلّى اموى درگير شود، تا آنجا كه در اختيار او بود، خوددارى مىورزيد. او بايد نيروى كافى آماده مىكرد و احتياطهاى لازم را براى مأموريتى كه به خاطر آن امام (ع) او را به كوفه فرستاده بود انجام مىداد، حكومت محلى كوفه نيز به نوبه خود از يك درگيرى تعيين كننده با جمعيّتهاى انقلابى خوددارى مىورزيد؛ زيرا جز با رسيدن نيروى كمكى از شام قادر به انجام چنين كارى نبود.
تأمل در اسلوب و روش رفتار عبيداللّه زياد با حوادث كوفه به روشنى نشان مىدهد كه اين سركش- در پرتو شناخت ديرينه خود و پدرش نسبت به اوضاع سياسى، اجتماعى و روحى كوفه آشنايى با رجال و قبايل آن شهر- با تيزهوشى، خباثت و نيرنگ مىكوشيد تا از اين بحران، با وجود دشوارى آن، بدون نياز به درخواست كمك از شام پيروز بيرون آيد، تا بدين وسيله موقعيّت ادارى و مركزيت فرماندهى خود را نزد يزيد بن معاويه تقويت كند.
همين طور هم شد و با استفاده از يك جاسوسِ ماهر، قيام را از درون دچار شكاف كرد