با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٨ - اشاره
آنان را برايش نقل مىكرد؛ و به او اطلاع داد كه مسلم در خانه هانى بن عروه منزل كرده است.» [١]
اشاره
انسان در آغاز، از آسانى انجام عمليات نفوذ به درون قيام مسلم بن عقيل، به دست معقل، جاسوس عبيداللّه، از طريق مسلم بن عوسجه، تأسف مىخورد. وى از بزرگان شيعه در كوفه و يكى از شهيدان كربلا است. او در ميان قبيلهاش شرافتمند و بزرگوار بود. [٢]
وى جنگجويى بود شجاع كه در جنگها و فتوحات اسلامى از او ياد مىشود؛ و دشمنان به شجاعت، كاردانى، بصيرت و پيشگامى او اعتراف دارند. [٣]
شايد به ذهن خواننده برسد كه لازم بود مسلم بن عوسجه احتياط و هوشيارى بيشترى به خرج مىداد و پيش از آن كه معقل جاسوس را به محّل استقرار مسلم راهنمايى كند يا براى او اجازه ورود بگيرد، از ماهيّت كامل او آگاه گردد، كه نتواند حركت را از درون دچار شكاف سازد.
آنچه در عمل واقع شد نشان مىدهد كه مسلم بن عوسجه هوشيارى و احتياط لازم را به خرج داد؛ «ولى معقل در كار خويش خبره بود و براى مأموريتش تجربه كافى داشت» [٤] و توان آن را داشت كه حركت مسلم را از درون دچار شكاف سازد.
[١] الاخبار الطوال، ص ٢٣٥- ٢٣٦. نيز ر. ك: الارشاد، ص ١٨٩؛ تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٨٢؛ الكامل فى التاريخ، ج ٣، ص ٣٩٠؛ مقاتل الطالبين، ص ٦٤؛ روضة الواعظين، ص ١٧٤؛ تجارب الامم، ج ٢، ص ٤٣؛ تذكرة الخواص، ص ٢١٨.
[٢] ر. ك. ابصار العين، ص ١٠٧.
[٣] هنگامى كه مسلم بن عوسجه در كربلا به شهادت رسيد، يكى از كنيزكانش فرياد بر آورد: اى واى، سرورم مسلم بن عوسجه! و ياران عمر اين خبر را به يكديگر بشارت گفتند. ص ٩٤. شبث بن ربعى به آنان گفت: مادر به عزايتان بنشيند! خود را به دست خودتان مىكشيد. و براى ديگران خويشتن را خوار مىكنيد. آيا از كشته شدن كسى چون مسلم بن عوسجه شادمانى مىكنيد!؟ به خدا سوگند چه بسيار كه در ميان مسلمانان اقدامهاى شجاعانه از او ديدم. در روز سلقِ آذربايجان او را ديدم كه پيش از رسيدن همه سپاه اسلامى شش تن از مشركان را كشت. آيا كسى چون او كشته مىشود و شما شادمانى مىكنيد!؟» (تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٢٥؛ الكامل فى التاريخ، ج ٣، ص ٢٩٠).
[٤] حياة الامام الحسين بن على (ع)، ج ٢، ص ٣٢٩.