با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥ - وحشت حكومت اموى از خبر خروج امام(ع)
از روايت چنين برمىآيد، خوابى كه امام (ع) به عبداللّه بن جعفر و يحيى بن سعيد از آن خبر داد، بجز خوابى بود كه حضرت در مدينه ديد و غير از خوابى بود كه آن را براى برادرش محمد حنفيه، باز گفت. به دليل اين كه از ذكر جزئيات آن خوددارى كرد و يادآور شد كه آن را نه به كسى گفته است و نه خواهد گفت.
پوشيده نماند كه اين دو خواب اخير از خوابهاى سه گانه به صراحت بيان مىكند كه فرمان رسول خدا (ص) مربوط به رفتن به عراق بوده است و نه به اصل خروج تنها. زيرا امام (ع) فرمان رسول خدا (ص) را در پاسخ محمد حنفيّه، عبداللّه بن جعفر و يحيى بن سعيد يادآور شد كه وى را از رفتن به عراق منع مىكردند.
وحشت حكومت اموى از خبر خروج امام (ع)
ابن قتيبه دينورى نقل مىكند كه عمروبن سعيد بن عاص، والى مكّه، هنگام شنيدن خبر خروج امام حسين (ع) از مكّه مكرّمه گفت: بر همه شترهاى ميان زمين و آسمان سوار شويد و او را بجوييد!» مردم از اين سخن وى اظهار شگفتى مىكردند و در جستوجوى حضرت برآمدند، ولى او را نيافتند! [١]
ولى اين خبر از جهتى مورد ترديد است، زيرا به لحاظ تاريخى ثابت شده است كه هرچند امام (ع) سحرگاهان و يا اوايل بامداد از مكّه بيرون رفت، ولى حركت وى پنهانى نبود. چرا كه در شب هشتم ذى حجّه خطبه مشهورش را ايراد كرد و طى آن فرمود:
هركس در راه ما آهنگ جانفشانى دارد و آرزومند ديدار پروردگار خويش است، با ما بكوچد و من به خواست خداوند بامدادان رهسپار خواهم گشت. [٢]
بنابراين خبر هنگام خروج امام (ع) پيشتر، يعنى در همان شبى كه در اواخر شب يا اوايل صبح آن خارج شد، در مكّه پخش شده بود. طبيعى بود كه حكومت اموى در مكّه نيز هنگام حركت را دست كم از راه جاسوسها و خبرچينهايش، همانند ديگر مردم بداند.
[١] الامامة و السياسة، ج ٢، ص ٣؛ العقد الفريد، ج ٤، ص ٣٧٧.
[٢] مثيرالاحزان، ص ٤١؛ اللهوف، ص ٢٥.