با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠١ - بشر بن غالب اسدى بار ديگر
براى قيام نداشت، و از سرنوشت آيندهاش بى خبر بود. بلكه جهات حركت خود را به وسيله استخاره تعيين مىكرد! در حالى كه اين مطلب گذشته از آن كه با اعتقاد درست به علم امام منافات دارد، با بسيارى از روايات منقول از خود آن حضرت نيز منافات دارد.
چنانچه كسى به روايات مربوط به خوابى كه امام (ع) در آن جدّش را ديد يا رواياتى كه القا مىكند آن حضرت اميد پيروزى و موفقيت و به دستگيرى زمام امور را داشت بسنده كند نيز وضعيت به همين منوال است.
همه اين نتايج ناقص يا اشتباه، ناشى از قضاوتهاى جزئى نگر است. ولى هرگاه همه روايات مربوط به اين نهضت مقدس را به عنوان يك كلّ يكپارچه در نظر بگيريم، به يكى از عناصر مصونيّت از استنتاج ناقص و اشتباه دست يافتهايم. همين طور شناخت نوع مخاطب امام و بازگرداندن پاسخهاى متشابه آن حضرت به محكمات آنها، دو عنصر ديگر اين مصونيت در تدبّر و استنتاج مىباشند.
بشر بن غالب اسدى ... بار ديگر
در مبحث «ذات عرق»، متعرض ديدار امام با بشر بن غالب اسدى گشتيم و ضمن بحث درباره اين ديدار، خلاصهاى از زندگانى اين مرد را آورديم.
ولى شيخ صدوق در امالى نقل مىكند كه اين ديدار در ثعلبيه بود. او مىگويد: «حسين و يارانش حركت كردند، چون در ثعلبيه فرود آمدند، مردى به نام بشر بن غالب بر وى وارد شد و گفت: اى فرزند رسول خدا مرا از اين سخن خداى عزّوجلّ خبر ده كه مىفرمايد:
«يوم ندعوا كلّ أُناس بامامهم» [١]
(روزى كه هر گروه از مردم را با پيشوايشان فرا مىخوانيم)
فرمود: پيشوايى به سوى هدايت فرا خواند و او را بدان سوى اجابت كنند و امامى به سوى گمراهى فرا خواند و او را بدان سوى اجابت كنند. آنان در بهشت و اينان در دوزخاند. و آن سخن خداى عزوجل است كه فرمايد: «فريق فى الجنّة و فريقٌ فى السعير» [٢]
(گروهى در بهشتاند و گروهى در آتش). [٣]
[١] سوره الاسراء، آيه ٧١.
[٢] سوره شورى، آيه ٧.
[٣] امالى صدوق، ص ١٣١، مجلس ٣٠، حديث شماره ١.