با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٨ - حبس و قتل ميثم تمار
گفت: در كمين همه ستمكاران، كه تو يكى از آنهايى.
گفت: با وجود عجم بودن، مقصودت را خوب بيان مىكنى! بگو ببينم، رفيق تو درباره رفتار من با تو چه خبر داده است؟
گفت: خبر داده است كه من دهمين كسى هستم كه تو آنان را به دار مىكشى. [١] چوبه دارم از همه آنان كوتاهتر است و از همه به غسّالخانه نزديكترم.
گفت: با او مخالفت خواهم ورزيد!
گفت: چگونه توانى با او مخالفت كرد!! به خدا سوگند او به من خبر نداد مگر از پيامبر، از جبرئيل، از خداى تعالى، چگونه مىتوانى با اينان مخالفت كنى؟ من محّلى را كه در كوفه به دار كشيده مىشوم مىشناسم و من نخستين آفريده خدا هستم كه در اسلام به لجام زده مىشود!
پس از گفت و گو عبيداللّه او را همراه مختار بن ابى عبيده به زندان افكند. [٢]
ميثم به مختار گفت: آزاد مىشوى و به خونخواهى حسين (ع) قيام مىكنى و اين قاتل ما را مىكشى!
هنگامى كه عبيداللّه، مختار را براى قتل فرا خواند، پيك يزيد نامهاى را براى عبيداللَّه آورد كه از او مىخواست مختار را آزاد كند؛ [٣] و آزادش كرد. سپس دستور داد كه ميثم دار زده شود؛ و او را بيرون آوردند. مردى به او برخورد و گفت: اى ميثم چه نيازى بود كه خود را به دردسر بيندازى؟!
[١] اين نشان قتل دستجمعى شيعيان در آن روزها است. ميثم و نه تن ديگر يكبار دار زده شدند! و اينموضوع جو ارعابآميزى را كه بر مردم كوفه در آن روز حاكم بود روشن مىسازد.
[٢] اين مؤيد اين مطلب است كه هنگام زندانى شدن ميثم، امام (ع) در مكّه مكرّمه بوده است. زيرا چنان كه از ظاهر برخى روايات بر مىآيد، حبس مختار در نخستين روزهاى رياست ابن زياد بر كوفه صورت پذيرفت. شايد يكى از دلايل انتقال مسلم از خانه مختار به خانه هانى بن عروه دستگيرى مختار و زندانى شدن وى بوده است.
[٣] اين كار به سبب ميانجيگرى عبداللَّه عمر، شوهر خواهر مختار نزد يزيد انجام شد. اين واقعه اشاره داردبه اينكه زندانى شدن مختار با توجّه به مدّت رسيدن خبر آن به ابن عمر در مكه يا مدينه و مدّت رسيدن نامه ابن عمر به يزيد در شام و مدت رسيدن پيك به كوفه و دادن دستور آزادى وى در اوايل رياست ابن زياد بر كوفه بوده است.