با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٣ - اشاره
اشاره
مشورت يا پيشنهادى كه عمرو بن لوذان در اينجا به امام (ع) داد، شبيه به پيشنهادهاى عبداللّه بن عبّاس [١] و عمر بن عبدالرّحمن مخزومى در مكّه است. [٢] ديديم كه امام آن نظرات و پيشنهادها را خطا ندانست، بلكه در پاسخ آنها عنوان كرد كه از سر خيرخواهى و عقل و نظر است.
ولى با وجود تأييد درستى آنها، با هر كدام از اشخاص به شيوهاى متناسب با مخاطب تأكيد مىفرمود كه از پذيرش آنها معذور است. زيرا منطق اينان هرچند كه براساس موازين ظاهرى درست بود، ولى از انديشه سلامت خواهى و سود شخصى و پيروزى ظاهرى فراتر نمىرفت. اين در حالى بود كه اسلام در آن دوران در حال گذر از نقطه عطفى بس سرنوشت ساز بود، در اين كه بماند يا نماند. امام (ع) از اين حالت دشوار اسلام در برابر مروان حكم اين گونه تعبير فرمود:
«آنگاه كه فردى چون يزيد بر امت حكم براند، بايد فاتحه اسلام را خواند.» [٣]
حقيقت امر اين است كه اسلام ناب محمّدى بر همه مشتبه شده بود. تلاشهاى جريان نفاق و به ويژه حزب اموى، آن چنان دين را با تحريف درآميخته بود كه تمييز ميان اسلام ناب محمدى از اسلام اموى، ممكن نبود. مگر آن كه امويان آن جنايت بزرگ را مرتكب مىشدند و خون مقدّس فرزند رسول خدا (ص) را مىريختند. اگر جز اين بود، كار تحريف تا به آنجا ادامه مىيافت كه امت، اسلامى جز اسلام اموى چيزى نمىشناخت و از اسلام محمدى جز نامى باقى نمىماند.
حال اسلام در آن روز، حال بيمارى بود كه جز با داغ درمان نمىشد؛ و از قديم گفتهاند:
«آخرين درمان داغ است»
در اسلام در آن روز با منطق سياست و هوش سياسى، رعايت منافع شخصى و معيارهاى طرّاحى نقشه براى دستيابى به حكومت درمان نمىشد. درمان قطعى اسلام
[١] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٢٩٥.
[٢] همان، ص ٢٩٤.
[٣] الفتوح، ج ٥، ص ٢٤.