با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٤ - قتل عبدالله بن يقطر
قتل عبداللّه بن يقطر [١]
نزد سيره نويسان مشهور اين است [٢] كه امام حسين (ع) پس از خروج از مكّه عبداللّه بن يقطر را نزد مسلم بن عقيل فرستاد. چون مسلم نوشته بود كه مردم اجتماع كردهاند و از امام خواسته بود كه به سوى كوفه بيايد. اما عبداللّه در قادسيه به وسيله حصين بن نمير [٣] (يا ابن تميم) [٤] دستگير شد. در اينجا دو روايت است كه نشان مىدهد عبداللّه فرستاده مسلم به سوى امام (ع) بود و يكى از مأموران حصين بن نمير به نام مالك بن يربوع تميمى او را در بيرون كوفه دستگير كرد.
تفصيل داستان بر اساس روايت كتاب تسلية المجالس چنين است: «در حالى كه عبيداللّه زياد با يارانش درباره عيادت هانى صحبت مىكرد، [٥] يكى از يارانش به نام مالك بن يربوع تميمى نزد وى آمد و گفت: خداوند كار امير را راست گرداند. من در بيرون كوفه با اسبم جولان مىدادم كه ديدم مردى با شتاب از كوفه به سوى صحرا مىرود. او را نشناختم، خود را به او رساندم و وضعيتش را جويا شدم؛ و او گفت كه از اهل مدينه است! از اسب پياده شدم و او را بازديد كردم و همراهش اين نامه را يافتم. ابن زياد نامه را گرفت و باز كرد. متن نامه چنين بود: «بسم اللّه الرحمن الرحيم، به حسين بن على، امّا بعد، به اطلاع مىرسانم كه بيست و چند هزار از مردان كوفه با شما بيعت كردهاند. چون نامهام به شما رسيد بىدرنگ بشتاب كه مردم همه با شمايند و تمايلى به يزيد ندارند ....
ابن زياد گفت: مردى كه نامه را با او يافتى كجا است؟
گفت: بر در خانه است.
گفت: او را نزد من بياوريد.
[١] عبداللّه بن يقطر حميرى؛ زندگينامه وى در جلد دوم اين پژوهش گذشت.
[٢] ر. ك. ابصار العين، ص ٩٣.
[٣] ر. ك: الارشاد، ص ٢٠٣.
[٤] ر. ك: ابصار العين، ص ٩٣.
[٥] بنا به روايت مناقب آل ابىطالب (ج ٤، ص ٩٤)، ابن زياد پس از عيادت شريك در خانه هانى وداستانى كه براى قتل وى پيش آمده بيرون آمد. چود وارد كاخ شد، مالك بن يربوع تميمى نامهاى آورد، كه آن را از دست عبيداللّه بن يقطر گرفته بود. در نامه آمده بود: «... امّا بعد بدانيد كه اين تعداد اهل كوفه با شما بيعت كردهاند، چون نامهام به شما رسيد ...»