با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٦ - اشاره
اشاره
در عذيب هجانات مجمع بن عبداللّه عائذى- از زبان خود و همراهانش- درباره وضعيت مردم كوفه به امام (ع) گفت: به اشراف رشوههاى بزرگ دادهاند و جوالهاشان را پر كردهاند. دوستى آنان را به خود جلب مىكنند و به صف خودشان مىبرند. آنان بر ضد تو همدستند. ديگر مردم دلهاشان به تو مايل است ولى فردا شمشيرهاشان بر روى تو كشيده مىشود!
پيش از اين فرزدق و بشر بن غالب اين موضوع را به امام (ع) خبر دادند. آنگاه طرمّاح به آن حضرت مىگويد: «يك روز پيش از آن كه از كوفه بيرون آيم، در بيرون شهر، آن قدر از مردم را ديدم كه تا كنون هيچ گاه چشمانم گروهى بيش از آن را در جايى جمع نديده است! چون درباره آنان پرسيدم گفتند: اينان براى انجام سان گرد آمدهاند و پس از آن به جنگ حسين فرستاده مىشوند». بنابراين اخبار اين موضوع پيوسته به امام (ع) مىرسيد.
در عذيب هجانات هيچ شكى باقى نماند كه كوفه به طور يك طرفه از پيمان خود با امام دست كشيده است. و ابن زياد همه آنان را آماده ساخته و لشكرهاشان را به نمايش گذاشته است تا به جنگ حسين (ع) اعزام كند.
ليكن مىبينيم كه امام (ع) بر رفتن به كوفه پافشارى مىكند و مىگويد: «ميان ما و اين مردم پيمانى است كه با وجود آن نمىتوانيم بازگرديم! ...»؛ و طبق روايت ابن نما فرمود:
«ميان من و اين مردم وعدهاى است كه دوست ندارم با آنان خلف وعده كنم. اگر خداوند ما را حفظ كرد، او هميشه به ما نعمت مىبخشد و ما را بس است و اگر كارى پيش آمد كه از آن گريزى نبود، رستگارى و شهادت است، ان شاء اللّه.» [١]
در اين جا باز مىگرديم و يك بار ديگر اين حقيقت را تكرار مىكنيم: بايد پذيرفت كه امام نمىخواست هيچ بهانهاى به دست اهل كوفه داده باشد، كه اگر از طول راه از رفتن نزد آنان منصرف شود، بدان توسّل بجويند. زيرا ممكن بود آنان ادعا كنند، اخبارى كه درباره وضعيت كوفه به امام رسيده درست و دقيق نبوده است، و بسيارى از ياران وى
[١] مثيرالاحزان، ص ٤٠.