با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٤ - زهير بن قين
زهير بن قين
زهير بن قين بن قيس انمارى بجلى از مردان بزرگ قبيلهاش بود. ميان آنان در كوفه سكونت داشت. او مردى شجاع بود. جايگاه بلند و فداكارىهاى جنگى او مشهور است.
در سال شصت همراه خانوادهاش حجّ گزارده و در راه بازگشت با حسين (ع) برخورد كرد ... [١]
پس به آن حضرت پيوست و با او همراه شد تا آن كه در كربلا در ركابش به شهادت رسيد.
در زيارت ناحيه بر وى چنين درود فرستاده شده است:
«سلام بر زهير بن قين بجلى كه پس از آن كه امام حسين (ع) به او اجازه بازگشت داد گفت: به خدا سوگند، هرگز چنين نخواهد شد. آيا فرزند رسول خدا اسير دست دشمنان باشد و من خود را نجات بدهم؟ خداوند چنين روزى را به من نشان ندهد.» [٢]
موضعگيرىهاى زهير بن قين از هنگام پيوستن به كاروان حسينى تا شهادت در ركاب آن حضرت چنان عالى است كه تاريخ پيوسته آن را يادآور مىشود و نسلها آن را مىخوانند و در برابر اين شخصيت والاى اسلامى سر تعظيم فرود مىآورند. در اينجا به چند مورد زير اشاره مىشود:
هنگامى كه كاروان حسينى به ذاحسم رسيد امام (ع) براى يارانش خطبهاى خواند و طى آن فرمود: «اما بعد، براى ما وضعيتى پيش آمد كه شما مىبينيد ...» آنگاه زهير برخاست و خطاب به يارانش گفت: آيا شما سخن مىگوييد يا من سخن بگويم؟ گفتند: شما سخن بگوى.
او پس از حمد و ثناى الهى گفت: «بر هدايت خداوند باشيد، اى فرزند رسول خدا، گفتارتان را شنيديم. به خدا سوگند اگر دنيا براى ما سراى باقى باشد و ما درآن جاودانى باشيم، جز اين كه با كمك و يارى تو از آن جدا گرديم، قيام با تورا بر اقامت در دنيا ترجيح مىدهيم. آنگاه حسين (ع) برايش دعاى خير كرد.» [٣]
[١]- ر. ك: ابصار العين، ص ١٦١.
[٢] معجم رجال الحديث، ج ٧، ص ٢٩٥، شماره ٤٧٥٠.
[٣] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٠٧، ابصارالعين، ص ١٦٢.