با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٦ - ١٠ - زباله
٢- مشهور است كه اين قصيده را فرزدق بالبداهه در ستايش امام سجاد، على بن الحسين در مكّه و براى مقابله با هشام بن عبدالملك سرود. البته منعى هم ندارد كه- مطابق اين روايت- فرزدق آن را بيشتر درباره حسين (ع) سروده باشد. ابيات اين قصيده براى همه امامان اهل بيت مناسب است- و هنگامى كه خواست امام سجّاد را مدح كند بيتى را مناسب به آن افزود و خطاب به هشام بن عبدالملك گفت:
و ليس قولك من هذا بضائره العرب تعرف من انكرت و العجم
سؤال تو كه مىپرسى او كيست؟ به او زيانى نمىرساند، آن را كه تو نشناختى عرب و عجم مىشناسد.
خداوند به حقيقت حال آگاهتر است.
١٠- زباله [١]
تاريخ در اين منزلگاه وقايع مهمى را به ثبت رسانده است!
دينورى گويد: چون به زباله رسيد، پيك محمد بن اشعث و عمر سعد نزد وى آمد و پيامى را كه مسلم خواسته بود درباره سرنوشت او و بى وفايى كوفيان پس از بيعت با او بنويسند، ابلاغ كرد.
پس از خواندن نامه، به درستى خبر يقين حاصل كرد و قتل مسلم بن عقيل و هانى بن عروه او را تكان داد. آنگاه از قتل قيس بن مسهّر صيداوى، كه حضرت او را از بطن الرمّه فرستاده بود، خبر داد.
گروهى از مردم منزلگاههاى ميان راه كه با وى همراه گشته بودند پندارشان اين بود كه امام بر يارانش وارد مىشود، اما با شنيدن خبر مسلم، از گرد آن حضرت پراكنده شدند و جز خاصّانش كسى با وى نماند. [٢]
[١] منزلگاه مشهورى است بر سر راه مكّه از كوفه. روستايى است آباد و بازارها دارد، ميان واقصه و ثعلبيه. ابوعبيد سكونى گويد: زباله پس از قاع، از طرف كوفه، پيش از شقوق قرار دارد. در آنجا دژى و مسجدى متعلق به بنى غاضره، از بنى اسد، وجود دارد. گفتند: زباله ناميده شد، زيرا آب در آن نگهدارى و از آن برداشت مىشود. (معجم البلدان، ج ٣، ص ١٢٩).
[٢] الاخبار الطوال، ص ٢٤٧- ٢٤٨.